تحقیق آماده در مورد ایران باستان پایه گذار گفت گوی تمدنها

توضیحات کوتاه

پژوهشگران عزیز وبسایت یکتا فایل امروز برای شما یک مقاله آماده درباره ایران باستان پایه گذار گفت گوی تمدنها برای دانلود قرار دادیم امیدواریم مورد رضایت شما عزیزان واقع شده باشد برای دیدن توضیحات بیشتر متن زیر را مطالعه فرمایید

برای دانلود روی دکمه زیر کلیک کنید

تحقیق آماده در مورد ایران باستان پایه گذار گفت گوی تمدنها

توضیحات

دانلود تحقیق آماده در مورد ایران باستان پایه گذار گفت گوی تمدنها در قالب فایل ورد با قابلیت ویرایش

پژوهشگران عزیز وبسایت یکتا فایل امروز برای شما یک مقاله آماده درباره ایران باستان پایه گذار گفت گوی تمدنها برای دانلود قرار دادیم امیدواریم مورد رضایت شما عزیزان واقع شده باشد برای دیدن توضیحات بیشتر متن زیر را مطالعه فرمایید

جزییات به شرح زیر می باشد

عنوان : ایران باستان پایه گذار گفت گوی تمدنها
فرمت فايل : ورد doc ) word )
قابليت اجرا با نسخه هاي آفيس : 2013 تا آخرين نسخه
قابليت ويرايش بعد دانلود : دارد
امکان پرينت گرفتن : بدون هيچ گونه مشکل در چاپ
تعداد صفحه : 25

قسمتی از متن انتخاب شده از داخل فایل ورد در مورد ایران باستان پایه گذار گفت گوی تمدنها به صورت زیر است

ایران باستان پایه گذار گفت گوی تمدنها

ایران باستان به‌گواهی‌اسناد، سنگ نبشته ها ودیگر یادمان ‌های تاریخی، بنیان‌‌گذار گفت گوی تمدن‌ها بوده است. کورش بزرگ نخستین آموزگار آموزش گا‌ه‌ها‌ی اخلاقی، سیاسی و روش کشور‌داری است، که مکتب ایران کهن را برپایه حقوق بشر و علاقه‌های انسانی استوارنمود. آزادی فردی، دادگری اجتماعی، قدرت ارتش، امنیت کشور، نگاهبانی از مرزها، اعتماد واحترام به فرمانروای کشورها، آزادی اندیشه ودین ، تساوی حقوق و احترام به اقلیت‌ها ، احترام به حقوق وتقدس های ملت‌های تابعه ، پاس داشتن تعهدها و روابط بین الملل … همه این‌ها جزو برنامه‌های کوروش بوده است. “مهم ترین انگیزه از دیدگاه نخستین بنیان گزار این شاهنشاهی، تشکیل دولتی نیرومند با مرزهای ایمن وقابل کنترل بدون صرف نیروهای نظامی بیش از حد ویا هزینه های خارج از اندازه بود بدین ترتیب برای نخستین بار در تاریخ توجه به استراتژی و مرزهای تضمین شده طبیعی برای جلوگیری از تخریب های وسیع و کشت وکشتارهای بی رحمانه به وسیله کورش پدید می اید وکم وبیش تا پایان دولت هخامنشی به جز مرزهای متزلزل دریای اژه از استواری وقدرت دفاعی واستراتژیک برخوردار می شود. دوران کوتاه شاهنشاهی کورش پیش از ان که صرف کشور گشایی وجنگ های بی حاصل گردد صرف ایجاد مرزهای طبیعی واستراتژیک برای ایجاد یک شاهنشاهی وسیع مبتنی بر عدالت – بر اساس معیارهای جهان کهن- گردید ونخستین شاهنشاهی در جهان سرانجام جان خویش را بر سر این کار نهاد”(1) برای هرایرانی جای بسی سرافرازی است که امروز پس از چندین سده، نخستین اعلامیه حقوق بشر، برسردرکاخ سازمان ملل چشم همه بینندگان رابه خود جلب می کند. (2 ) ویادر بسیاری از کشورها و از جمله در میدان اصلی سیدنی مجسمه کورش ( به دست یاری سرور گرامی هومر ابرامیان سرپرست بنیاد فرهنگ ایران در استرالیا )سرافرازانه وجاوید بر پاداشته می شود . باید یاد اور شد که غرب به پیروی و تاسی از یادمان کورش ، نخستین مجموعه حقوق بشرش را که دارای 30 ماده بود در سال1948تنها سه سال پس از جنگ دوم جهانی نوشت.
ترجمه وانتشار فرمان کورش پرده از نادانسته‌های بسیار برداشت و به زودی به عنوان « منشور آزادی» و«‌نخستین منشور جهانی حقوق بشر» شهرتی عالمگیر یافت و نمایندگان و حقوق‌دانان کشورهای گوناگون جهان درسال 1348خ (2528کورشی )با گردهمایی درکنار آرامگاه کوروش از او به نام نخستین بنیان گزار حقوق بشرجهان یاد کردند و او را ستودند. (3)
این اعلامیه نمونه آشکاری از اندیشه‌ای والا، روح انسانی و عظمت فکری که به صورت فرمان سیاسی به نام آزادی بشر ، احترام به باورها ورسوم ملت ها از هرقوم و دسته ، از هررنگ ، نژاد و دین درآن دوران است که هنوز نیمی ازبشریت در تاریکی مطلق به سرمی بردند.(4) ویل دورانت در کنار تحریف های تاریخ مربوط به ایران اعتراف می کند به این که کورش باورها و اندیشه ملت ها را پاس می داشت ولی شرط پذیرفتن ان ها در گستره پادشاهیش این بود که در نیایش گاه های خویش قربانی کردن جانداران به ویژه قربانی انسان نداشته باشند . این استوانه فرمان کوروش بزرگ را باستان شناسی کلدا نی به نام هرمزد رسام در 1879م که گروه باستان‌شناسی انگلیسی دربابل کاوش‌هایی می‌کرد درمیانه ویرانه‌ها یافت و اکنون اصل آن درموزه بریتانیا نگهداری می شود. متن استوانه کورش را« ا.ل اُپنهایم » درسال 1955 با نهایت ژرف نگری برگردان کرده که در کتاب متن خاورمیانه باستان چاپ شد. البته پیش از او«راولینسن/ralinson» – کاشف رمز نبشته میخی فارسی باستان، «ویسباخ» ، «ریختر» و پس از ان نیز بسیاری دیگر متن را تکرار و کامل‌تر کردند.
اهمیت گسترش این منشور هنگامی روشن می شود که سنگ نوشته ‌های پادشاهان و فرمانروایان همزمان او از جمله آشورِبانی پال پادشاه آشور بررسی شود، در سنگ نگاره اشور بانی پال ا مده : …. من زیگورات شوش را که با آجرهایی از سنگ لاجورد لعاب شده بود شکستم ، معابد ایلام رابا خاک یکسان کردم و خدایان و الهه‌هایشان رابه باد یغما دادم… ندای انسانی و فریاد‌های شادی به دست من از آنجا رخت بربست پادشاهان عرب راکه به اسارت من درآمدند به ناو کشی وگل کشی وادار نمودم و کلاه بیگاری برسرآنها نهادم .(5) منشورکورش هخامنشی پیش کشی است از سرزمین ایران برای جهانی که از جنگ و خشونت خسته است و از آن رنج می‌برد. مشهورترین بخش منشور کورش بزرگ بدین گونه آغاز می‌شود: “منم کورش، پادشاه جهان، پسرکمبوجیه پادشاه بزرگ ، نواده کورش شاه انشان، نبیره چیش پیش شاه بزرگ، آنگاه که من مانند یک دوست بدون جنگ و پیکار به بابل پای گذاشتم همه مردم گام‌های مرابا شادمانی پذیرفتند. ودر بارگاه پادشاهان بابل برتخت شهریاری نشستم ، من هرگز پادشاهی خویش را بر هیچ ملت تحمیل نخواهم کرد مردوک سرور بزرگ دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد زیرا من او را ارجمند داشتم .ارتش بزرگ من با اشتی و ارامش به بابل شدند ، من به هیچ کس اجازه ندادم که سرزمین سومر واکد را دچار هراس کند . نگذاشتم رنج وازاری به مردم این شهر وارد اید. وضع داخلی بابل و جایگا‌ه‌های مقدسش قلب مرا تکان داد، من برای اشتی کوشیدم، من برده داری را برانداختم وبه بدبختی آنها پایان بخشیدم، فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهررا گزندی نرساند، من تا روزی که به یاری مزدا پادشاهی می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان رابه عنوان غلام و کنیز بفروشند و نخواهم گذاشت کسی مال غیرمنقول یا منقول دیگری را با زور یا به‌نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن وجلب رضایت صاحب مال تصرف نماید. من فرمان دادم که همه مردم در اندیشه و باور و در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. پادشاهانی که درهمه ممالک عالم بودند و پادشاهان غرب همگی هدایای زیادی آوردند و در بابل مرا بزرگ داشتند. من همه شهرهایی راکه ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیا‌یش گا‌ه‌ها‌یی که بسته شده بودند را بگشایند. همه مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند رابه جایگا‌ه‌ها‌ی خود برگرداندم و خانه‌های ویران را آباد کردم، همه مردم رابه همبستگی فراخواندم، پیکره خدایان سومر و اکد را بی‌آسیب به درگاه ‌ها‌ی ‌آنان که شادی دل نام دارد بازگرداندم. باشد دل‌ها شاد گردد، بشود، خدایانی که آنان رابه جایگاه‌های ورجاوند نخستین شان باز گرداندم هرروز درپیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستارباشند. بشود که سخنان پر برکت و نیک خوا‌هانه برایم بیابند. بشود که آنان به سرور من مردوک بگویند: برای کورش ، پادشاهی که ترا گرامی می‌دارد و پسرش کمبوجیه ، جایگاهی در« سرای سپند» آرزوکن. من تلاش کردم برا ی همه مردم جایگا هی آرام فراهم سازم وآشتی وآرامش را به تمامی مردم بخشش کنم.” (6)

ادامه بخش اول مطلب : روح باستاني ايران: شکوهي که الهام بخش ملت مدرن است

اعراب آمدند و ايران به اسلام گرويد و “در نهايت شيعه شديم که از اعراب که سني هستند متفاوت است.” آنها مسلمان بودند ولي عرب نبودند. “ما ايراني بوديم.” در حقيقت اولين چيزي که همه ي کساني که با آنها ديدار داشتم و وقتي از آنها پرسيدم که چه چيزي را مي خواهند جهان در باره آنها بداند، گفتند مي خواهيم بدانند که “ما عرب نيستيم!” بلافاصله نيز مي گفتند “ما تروريست نيستيم!”…و نوعي نزاد پرستي پارسي وارد گفت و گو مي شود. حتي با وجودي که وضع اقتصادي آنها به خوبي برخي کشورهاي عربي مانند دوبي و قطر نيست، با اين همه احساس مستثني بودن مي کنند، که اين طرز فکر با تجليلي که شاه از تاريخ پارس به عمل آورد، تقويت يافت. اعرابي که ايران را فتح کردند به طور معمول به عنوان کمي بيش از باديه نشين هايي تلقي مي شوند که چادر نشين بودند و در برابر فرهنگي که ايران به آنها داد، آنها خود هيچ گونه فرهنگي نداشتند. و با حرارتي که هنوز آنها را مورد سرزنش قرار مي دهند، فکر مي کني که آن اتفاق همين هفته گذشته رخ داده است نه چهارده قرن پيش !بانويي را در يک مراسم عروسي ملاقات کردم که بي شباهت به يک ستاره قديمي سينما نبود و همسر زنده دل و شيک پوش او کتي سفيد بر تن داشت و مشغول کشيدن سيگار با چوب سيگار بود، و پنج دقيقه نگذشته بود که اين خانم، اعراب را به آتش کشاند.او در حالي که دست هاي خود را به هم گره کرد بود به طوري که گويي مي خواهد گردن کسي را بشکند، گفت “بعد از آمدن آنها همه چيز خراب شد و هرگز به حالت اول برنگشتيم!” و شخصي به نام علي که معلم زبان انگليسي بود و با او دوست شدم، در اين باره سخن گفت که چگونه از دست دادن امپراطوري هنوز بر وجدان ملي سنگيني مي کند. در حالي که به طرف منزل او در حومه ي شيراز مي رفتيم و موتورسيکلت ها و اتومبيل هاي ديگر را پشت سر مي گذاشتيم، او به من گفت “قبل از آمدن آنها، ما يک قدرت بزرگ و متمدن بوديم. آنها کتاب هاي ما را سوزاندند و به زنان ما تجاوز کردند، و به مدت 300 سال نمي توانستيم فارسي صحبت کنيم، يا در غير اين صورت زبان مان را ازحلقوم بيرون مي کشيدند.”مکتب فردوسيايرانيان در هر صورت به فارسي تکلم کردند. زبان ملي تا حدودي عربي شده ولي پارسي قديم ريشه خود را حفظ کرده و ايران از جمله معدود کشورهاي بزرگ در دنياي اسلام است که عربي صحبت نمي کند. مردي که به او امتياز داده مي شود که به تنهايي زبان و تاريخ را از فراموشي نجات داده، شاعر قرن دهم به نام فردوسي است. فردوسي، هومر ايران است. ايرانيان شاعران خود را تا حد پرستش دوست دارند که از ميان بسياري از آنها مي توان از رومي، سعدي، خيام و حافظ (که گفته مي شود آثار او، اگر نگوييم بيشتر از قرآن، کتاب مقدس اسلامي، مي توان گفت به اندازه آن، براي هدايت در عشق و زندگي مورد تفآل قرار مي گيرد) نام برد.

نفوذ فرهنگ و تمدن ايران باستان در كشور هاي شبه قاره

(ازهخامنشيان تا پايان دولت ساساني)

واژگان كليدي : هند و ايراني، جم، هپته هيند ، پتن ها، كاسپاتيرها، پاكتيستا، باكتريا، هيداسپس، خرشتي، سلوكيان، مورياها، پاتالي توترا، پوسيا ميترا، پتنه، گنداره، آشوكا، آسورامايا، اهورا مزدا، يوئه چي، آراخوزيا، هندوسيتي، پهلوها، سكاها.

تاثير و گسترش روابط فرهنگي و سياسي و اقتصادي ايران در حوزۀ كشورهاي شبه قاره، تا قبل از دوران هخامنشيان بيشتر مربوط به مهاجرت هاي آرياييان و شكل گيري هند و ايرانياني بود كه در گزارش هاي مورخان و آثار كهن ديده مي شود براي مثال، مي توان به شخــصيت جمشيد اشاره كرد كه در آثار اوستايي از جمشيد به عنوان فرمانرواي زمين از جانب هرمزد و يكي از شاهان پيشدادي ياد مي شود. ا ما در ادبيات باستاني هند او فرمانرواي جهان مردگان، نخستين انسان و نخستين ميرا است. دكتر ژاله آموز گار مي نويسد :

«جم شخصيتي است هند و ايراني يمه yima(= yama ) در هند نخستين كس از بي مرگان است كه مرگ را بر مي گزيند، راه مرگ را مي يپيمايد تا راه جاودانان را به مردگان نشان دهد. او سرور ديناي گذشتگان است.»1

دكتر بهرام فره وشي دليل مهاجرت آرياييان را در زمان فرمانروايي جمشيد افزايش جمعيت و كمبود جا و نيـاز بيشـتر به چراگـاه هـاي فـراخ مي داند كه نتيجۀ آن كوچ به سـرزمـين گـرم بزرگ هند و پاكستان مي شود.2

دكتر ژاله آموزگار درباره جدايي ايرانيان از هنديان و اقـامت در ايـران و هـند و اشـتـراك آنـها مي نويسد :

«مشتركات نژادي و فرهنگي ميان اين دو گروه (ايرانيان و هنديان) هرگز گسسته نشد. مردم دوران باستان سرزمين ما با مردمان دوران باستان سرزمين هند همبستگي هاي بسياري داشتنـد. ايـن موضـوع به خصوص در زبان، اسطوره ها و مسائل مربوط به آيين هاي آنها را ديده مي شود كه گوياي همزيستي طولاني ايرانيان و هندوان آريايي نژاد است.»3

بنابـراين اولين نشـانه هاي تـاثير متقابل ايران و شبه قاره را مي توان در نگرش اسطوره اي دنبال كرد. حمزه اصفهاني و مـورخان ديـگر، سـرزمين هـند را سهم ايرج فرزند فريدون مي داند.4

به نظر پروفسور محمد باقر رئيس دانشكده شرق شناسي دانشكده لا هور نام هندوستان چهار بار در اوستا تكرار شده است و :

«مهم ترين و بهترين معرف پنجاب، فرگرد اول ونديدادvendidad است كه درآن به شرح سرزمين پنـجاب پـرداخته است. در اين كتاب از شانزده محل بسيار خوب بحث شده است كه پانزدهمين بخش آن جزو «هپته هيندو » (hapta Hindu ) مي باشد كه از خاور تا باختر گسترش دارد. ايـن هپته هيندو سرزمين حوضه رودخانه است كه از آن در اوستا راجع به پنجاب و سند نام برده است.»5

پانزدهمين جا و روستا ها كه من، اهورا مزدا، بهترين بيافريدم، هفت هند است : هپته هندو. در آنجا اهريمن پر گزند به ستيزه دشمنان ناهنگام و گرماي ناهنگام پديد آورد.6

بنابريان اولين نشانه هاي وابستگي هاي فرهنگي ايران و هند را در پرتو اساطير مي يابيم، ا ما اين هند كدام سرزمين است؟ دكتر مهرداد بهار بر اساس شاهنامه، آن را بخش هاي شرقي افغانستان ا مروز مي داند.7

استاد سعيد نفيسي درباره پاكستان مي نويسد :

ايـن نام را پيـش از اسـتقلال اين كشور، پيشوايان مسلمان هند كه مايل به تجزيۀ هندوستان بوده انــد، پيشنهاد كـرده اند. پسوند ستان همان پسوند زبان فارسي است و كلمۀ پاك كـه شا مل پ، الف و كاف باشد، هر كدام حرف اول يك كلمه است. پ را از ا سم پتن ها گرفته اند. پتن ها مردم چادر نشين از نژاد آريايي هستند كه هم در شمال پاكستان هستند و هم در جنوب افغانستان و هم در مشرق افغانستان ساكنند. آن هايي را كه در پاكستان هستند، پتن يا پتان مي گويند و آنهايي كه در جنوب افغانستانند، پشتون مي نا مند و آنهايي كه در مشرق افغانستانند، پـختون مي گويند. الـف را از اول كلمه اسـلام گـرفته اند و كاف را از اول نام كشمير و به اين ترتيب پ، الف و كـاف را با هم تركيب كرده اند و اسم كشورشان را پس از استـقلال پـاكستان گذاشتند و اين كلمه پاك ربطي به كلمۀ پاك و پاكيزه فارسي ندارد.8

از نـظر تاريخي مي دانـيم كه كوروش كبير سـرزمين بلخ، افغانستان، پنجاب و سند را فتح كرد كه با عث پيوند فرهنگي، اقتصادي و سياسي در شـبه قاره شـد، تا آنجا كه بعد از سقوط هخا منشي اين پيوند هم چنان ادا مه داشت.

داريوش اول از سال 512 ق . م شخصي را به نام «سكيلاس skylas » در جهت كشف و تحقيق در سرزمين هاي تازه و در سواحل هند با ناوگاني روانۀ درياي عمان مي كند كه به گفت هردوت او و همراهانش از رود سند و سواحل بلوچستان و مكران به عربستان و از باب المندب به درياي سرخ مي رسند.9 بنابراين داريوش نيز به پنجاب و سند دست يافت و به گفتةدكتر محمد جواد مشكور تاريخ فتح آن سرزمين به دست داريوش مبدا تاريخ آن كشور شد.

دياكنف دربارۀ ساتراپ نشين هاي دولت هخا منشي، به نقل از سنگ نوشتۀ بيستون (بين سالهاي 521 تا 519 ق . م) از هندوستان به عنوان بيستمين ساتراپ دولت هخامنشي ياد مي كند كه شا مل درۀ رود سند و پنجاب بود و ميزان خراج آن را 300 تالانت گرد طلا نوشته است.10

هردوت، اطلا عاتي درباره ساتراپ هاي دولت هخامنشي در عصر داريوش اول و ماليات سرانه آنها ارايه مي كند و باره ي هندياني كه در منطقه شمالي هند در همسايگي كاسپاتيرها Caspatyrus و منطقه پاكتيسيا pactycia از طايفۀ ديگري ياد مي كند كه شباهت به مردم باكتريا (بلخ) داشته اند :

در ميان هندي ها اين عده از سايرين جنگجوترند و ايشان هستند كه به جستجوي طلا مي روند، زيرا كه بيابان زرخيز در اين قسمت هند واقع شده است.11

او مستد درباره خراج هندوستان به دولت هخا منشي كه سيصد و شصت قنطار خاك زر (در حدود شش ميليون تومان) بوده است، درباره نام هندوش مي نويسد :

اين شهرستان نام خود را از بزرگترين رودخانه اش ايندوس (سند هو) گرفت و فقط سرزمين هاي كرانه هاي رود سند و شاخه هاي آن را نيز در برداشت. اين شهرستان در شرق به رودخانه گنگ هم نمي رسيد، حتي هيداسپس، كه بعدها مرز پادشاهي (تاكسيله)‌ بود، هرگز ذكر نشده است. در روزگار هردوت، مرز شرقي همان كمربند شنزار بود كه ا مروز نيمۀ شمالي شبه جزيره را به هند شرقي و غربي جدا مي سازد. فرمانروايي پارسي هخا منشي هرگز در جنوب شبه جزيرۀ بزرگ گسترده نشد. پس هندي كه در آن زمان وصف شده محدود به دره سند بود.12

هردوت به لشكريان بومي هندي در زمان حكومت خشايارشاه كه فرمانده اي به نام «فرنه زاتر» فرزند ارتبات داشتند، اشاره مي كند كه لباس هاي كتاني باكمان و تيرهايي از ني با پيكان فلزي داشته اند.13

دكتر اسدا… بيژن در شرح جنگ افزارهاي هخا منشي، به شمشير هندي كه به گفته شاهنامه ساختۀ هند بود، اشاره مي كند.14

ملك زاده بياني مي نويسد :

«در دوره هخا منشي، قسمتي از ناحيه شمالي وغربي هندوستان از متصرفات ايران و تابع حكومت مركزي بود و تمام قوانين او زان و طرز معا ملات مطابق اصول دولت شاهنشاهي هخا منشي بوده است. در اين سرزمين قديمي ترين سكه ها به صورت قطعات فلز نامنظم بود كه بيشتر مستطيل شكل با نقش هاي متنوع حيوان، درخت و با مظاهر مذهب ومظاهر افلاك بر روي آن نقش گرديده بود و اغلب پشت سكه ها صاف و بدون علامت بود. اين سكه ها مربوط به سده هاي پنجم با ششم ق . م است.»15

گيرشمن به نقش ايران در شبه قاره اشاره مي كند :

هخا منشيان پس از پذيرفتن زبان آرا مي به منزله زبان رسمي مملكت و پذيرش الفباي آن، به هند بردند و در آن تحت نفوذ زبان مزبور، خرشتي kharashti قديمي ترين الفباي هند كه شناخته شده، توسعه يافت. دانشمندان معتقدند كه از تماس بين زبان پارسي و زبان اقوام جديد مجاور درۀ سند براي محاوره فا تحان و مغلوبان يك قسم لهجۀ مخلوط به سبك زبان اردو ايجاد شد.16 گيرشمن از خط ديواني هخا منشي كه موجب پيدايش قديمي ترين خط هندوستان گرديده است، ياد مي كند.17

روابط ايران و هند تا پايان عصر هخا منشي ادا مه مي يابد به طوري كه آريان در كتاب آناباسيس Anabsis مي نويسد :

هندي ها با بلخي ها هم مرز بودند و همان ترتيب خود بلخي ها با سغدي ها داراي مرز مشترك بودند، به كمك داريوش آمدند. آنهايي را كه هنديان كوهنورد نا ميده مي شدند و با خود فيل داشتند، در اين سوي سند زندگي مي كردند، در سپاه داريوش در گائوگمل شركت داشتند.18

سلوكوس اول زماني به هند حمله برد كه «چاندرا گوپتا» ‌سلسله موريا ها را در هند تاسيس كرده و بسيار نيرومند بود. در سال 304 ق . م سلوكوس با چاندرا صلح مي كند و سرزمين اسكندر به تصرف در آورده بود، به او واگذار مي كند.

دولت باختر در بلخ به وسيله ديودوتوس اول Diodotus استقلال مي يابد و سپس از پنجاب و سند به تصرف دمتريوس Demetrios در مي آيد. او پايتخت دولت موريا يعني شهر «پاتالي پوترا » (= پتنه)‌ را فتح مي كند. بنابراين با گشترش قدرت دمتريوس در هند، خط يوناني و هم چنين خط محلي بر روي سكه ها نوشته مي شد.19

دكتر مشكور به نقل از راولينسون مينويسد :

بر روي يكي از سكه هاي دوتريوس نقش آناهيتا ديده ميشود. بر روي سكه هايي كه از دمتزيوس از هند يافته شده است، پادشاه به لباس هندي به نيم رخ نشان مي دهد،20 سرزميني كه بيستمين ساتراپ هخا منشي بود، محل تاسيس دو سلسلۀ حكومتي مورياها و ناندا (ناين ناندا) بود. به گفته «آ. بلتيسكي» زمان حكومت ناندا بين 324 تا 200 ق . م بود.21 سلسله مورياها توسط «چاندرا گوپاتا» پس از فروپاشي ا مپراتوري اسكندر پديد آمد كه از 413 تا 322 ق . م ادا مه داشت. اين سلسله توسط « پوسيا ميترا » (موسس سلسله سونگا) پس از 137 حكومت منقرض شد.22 البته «توين بي» انقراض: اين دولت را به وسيله مهاجمان يوناني باكتريايي به رهبري دمتريوس اول در دومين سده پيش از ميلاد مي داند كه صحيح نيست.23

امپراتوري هخا منشي از نظر فرهنگي و تمدن تاثير بزرگي بر مورياها داشتند:

«در هند هنر و معماري هخا منشي آثار خود را باقي گذاشت. حفرياني كه در پتنه patna) ( به عمل آمده، آشكار كرد كه كاخ هايي كه در زمان سلسله موريا Maurya ساخته شده، تجديد مطلعي از طرح كاخ هاي تخت جمشيد است كه نشانه اي از نفوذ هخا منشي را در هنر موريا و هم چنين در گنداره Gandhara مي رساند. 24

حسين شهيد مازندراني (بيژن) تاثير گذاري هخا منشي را اين گونه شرح مي دهد :

1- باقيمانده تالار صد ستون در پاتالي پوتراي باستان، نزديك شهر پتا در شرق

2- نيايشگاه هاي زير زميني يا غار هاي مقدس.

3- ستون هاي يادبود حامل فرمان هاي آشوكا و سنگ نوشته هاي وي بر كوه ها و سنگ نوشته هاي وي بر كوه ها و سنگ نوشته هاي ديگر آشوكا به خط خاراشتي كه توسط دبيران ايراني در هند نوشته شده است.

4- اشيا ديگر كه در كندوكاوهاي باستان شناسي در تاكسيلا Taxila (در پنجاب پيرا مون راولپندي) و پاتالي پوترا به دست آمده است.

نخستين كسي كه در پاتالي پوترا به جستجو پرداخت، دكتر وادل Waddel بود و سپس دكتر اسپونر spoo ner بود كه تالار آپاداناي پاتالي بوترا را كشف كرد. وي اثبات كرد كه اين بناها الگوي جز تخت جمشيد نداشته و حتي مهر و نشانه هايي شبيه به مهر و نشانه هاي هنرمندان و سازندگان تخت جمشيد را يافت و بر اين باور شد كه اين ساختمان ها را مهندسان و معاران ايراني طرح كرده و با ياري هنرمندان هنري ساخته اند. ايرن گجر « Iren . N. Gajjar » هنر شناس معاصر، عظمت كاخ هاي مورياني رد «پاتالي پوترا » با طلا كاري ها و تزيينات خيال انگيزش، تنها با تالارهاي هخا منشيان و مادها در شوش و اكباتان در خور سنجش و برابر مي داند.25 دكتر اسپونر توصيف بناهاي داده شده را در «مهابهاراتا» شبيه به هنر و معماري ايرانيان مي داند و :

«در پاتالي پورتا طرح و نقشه اصلي همان طرح تخت جمشيد بوده و تالاري كه من (دكتر اسپونر)، يك نمونه ي ثانويه از اين تالار بوده و همين تالار بوده و همين تالار است كه وصفش را در مهابهارات مي خوانيم، تالاري كه توسط چاندرا گوپتا ساخته شد و تاريخ نويسان يوناني هم وصف آن را در نا مه هاي خود نوشته اند و زايران چيني نيز از آن ياد مي كردند. بنابراين به خود حق مي دهم كه بگويم «آسورا مايا» هند انعكاسي از «اهورا مزداي » ايران است.26

در كاوش هاي باستان شناسي در تيمورگرها Timurgarha در پاكستان نشان داد كه ارتباطي قوي بين اين آثار و آثار هخا منشي وجود دارد و حتي قبرهاي اين منطقه با قبرهاي باستاني شمال ايران شباهت دارد كه متعلق به سده ششم پيش از ميلاد است. آتشكده هاي اين منطقه داراي ستون هاي چهار گوشه كه بالاي هر كدام گل آفتاب گردان (كه نشانه ايمان و ا عتقاد ايرانيان به خورشيد بود) كنده كاري شده است.27

سلسله پادشاهي موريا از نام چاندرا گوپتا گرفته شده است . ا . ح . راني اين نام را «ما اورين» Mauryan، دياكنف « مائوري » Mauri، توين بي «ماوري »، نهرو « موريا »، هـ .ج . ولز «ماوريا» ومري بوس «موريان » نوشته اند. دكتر اسپونر به راهنمايي جاياسوال javaswal )) دانشمند هندو، دريافت كه در اوستا واژه « موروا » (Mourva ) و در سنگ نوشته هاي هخا منشي « مارگو » Margu ديده مي شود كه هر دو به سرزمين مرو اطلاق مي شود. در حقيقت در آثار كهن ايران و هند، از مرو نام برده شده است. بنابراين مرو جايگاهي بود كه ايرانيان و هنديان با هم مي زيستند. مرو گاهواره اصلي تمدن و فرهنگ هند و ايراني است :

كلمۀ «موريا» از « موروا » ايراني واز زبان فارسي گرفته شده است و خود من (دكتر اسپونر) اين فرضيه را بدين ترتيب تكميل مي كنم كه اصل و ريشه كلمه ي « مرو » كه در آسياي مركزي واقع است، نمي باشد، بلكه آن را نام جلگه ي مرغاب در فارسي مركزي در پيرا مون تخت جمشيد و پاسارگاد گرفته اند و اين خود مي تواند

عزیزان ما را خوشحال خواهید کرد در صورت داشتن هر گونه پیشنهاد در مورد ایران باستان پایه گذار گفت گوی تمدنها داشتید از قسمت ارسال نظر پیشنهاد خود را برای ما ارسال فرمایید

نظرات (1)

1 دیدگاه برای تحقیق آماده در مورد ایران باستان پایه گذار گفت گوی تمدنها

  1. نمره 3 از 5

    آرمیتا گلتن (دانلود کننده فایل)

    درود و عرض ادب،
    بنده دنبال این فایل بود و در سایت شما دانلود کردم ممنون از مطالب خوبتون

    • پشتیبانی وبسایت

      سلام
      نظر لطف شماست

راهنمای دانلود کردن :

برای دیدن لینک دانلود باید هزینه آن را پرداخت کنید این فایل برای ما اعم از طراحي و بهينه سازي همچین نگه دارای در اینترنت دارای هزینه ای می باشد بر این لحاظ برای دیدن لینک دانلود باید هزینه اندکی برای حمایت از ما پرداخت کنید قیمت فایل در مقابل ارزش فایلی که دانلود خواهید کرد ناچیز می باشد

1.لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
2.همچنین در پنل کاربری شما نیز بصورت خودکار قرار می گیرد

راهنمایی باز کردن فایل دانلود شده

1.فایل های قرار داده شده برای دانلود به منظور کاهش حجم و دریافت سریعتر فشرده شده اند، برای خارج سازی فایل ها از حالت فشرده از آخرین نسخه نرم افزار Winrar و یا مشابه آن استفاده کنید.

2.چنانچه در هنگام خارج سازی فایل از حالت فشرده با پیغام CRC مواجه شدید، فایل به صورت خراب دانلود شده است و می بایستی مجدداً آن را دانلود کنید. البته فایل های حجیم دارای قابلیت ریکاوری هستند که با استفاده از نرم افزار Winrar وارد منو Tools شوید و گزینه Repair را انتخاب کنید تا مشکل فایل دانلود شده حل شود.

3.فایل های قرار داده شده بدون پسورد می باشند

ads
ads