يکتا فايل بهترين وبسايت دانلود فايل

تحقيق آماده درباره عالم و علم

تحقيق-آماده-درباره-عالم-و-علم
توضیحات کوتاه و لینک دانلود
امروز براي شما پژوهشگران عزيز يک مقاله آماده درباره عالم و علم آماده دانلود قرار داديم مي توانيد به عنوان تحقيق ارايه دهيد همچنين با قابليت ويرايش در فرمت فايل ورد مي باشد

دانلود - Download

لیست فایل های مشابه

لینک کوتاه : https://yektafile.ir/?p=6672

توضیحات کامل در مورد فایل

دانلود تحقيق آماده درباره عالم و علم در قالب فايل ورد با قابليت ويرايش


امروز براي شما پژوهشگران عزيز يک مقاله آماده درباره عالم و علم آماده دانلود قرار داديم مي توانيد به عنوان تحقيق ارايه دهيد همچنين با قابليت ويرايش در فرمت فايل ورد مي باشد

جزييات فايلي که دانلود خواهيد کرد بصورت زير مي باشد


عنوان : عالم و علم
فرمت فايل : ورد doc ) word )
قابليت اجرا با نسخه هاي آفيس : 2013 تا آخرين نسخه
قابليت ويرايش بعد خريد : دارد
امکان پرينت گرفتن : بدون هيچ گونه مشکل در چاپ
تعداد صفحه : 37


قسمتي از متن انتخاب شده از داخل فايل به صورت زير است


مقدمه
هر ظرفي با ريختن چيزي در آن پر مي شود ، جز ظرف دانش كه هر چه در آن جاي مي دهي وسعتش بيشتر مي شود .امام علي ( ع)
اين كلمه كه مي توان گفت در همه زبانهاي دنيا از قديمترين تاريخ تماس آدمي با واقعيتها شايع است ، سرگذشتي پرماجرا دارد . اگر فرض كنيم مواردي كه اين كلمه تا پيش از قرن نوردهم بكار رفته است ، مثلا صد مورد است ، در يك مورد فقط علم بمعناي خاص آن كه عبارتست از انكشاف صد در صد واقعيتست منظور شده است ، بقيه موارد استعمال علم با تعريفي كه امروزه براي علم در دست داريم ، سازگار نمي باشند .
يك اصل كه در گذرگاه پرماجراي علم ديده مي شود ، اينست كه علم ارتباطي است ميان ذهن انسان و جهان خارجي كه مطلوبيت دارد . ولي از اوايل قرن بيستم به اين طرف كه علم وسيله سوء استفاده در راه هدف هاي سلطه گرانه استخدام شد ، آن چهره مقدس خود را از دست داد. از طرف ديگر علم در برابر آن بحرانهايي كه در اصول و قوانين پيش ساخته بوجود آمده بود ، مقاومت خود را از دست داده ، رسما بوسيله پي يررسو ورشكستگي علم اعلام مي شود . البته بايد بدانيم كه علم هرگز شكست نمي خورد ، بلكه اين هدف گيري ها و حذف و انتخاب ها و تكيه عاشقلنه بر اصول پيش ساخته است كه با شكست مواجه مي گردد.

علم چيست ؟
امروزه در زبان پارسي و عربي كلمه (( علم )) بدو معناي متفاوت بكار برده مي شود و غفلت از اين دو نوع كاربرد اغلب به مغالطاتي عظيم انجاميده است :
1-معناي اصلي و نخستين علم ، دانستن در برابر ندانستن است . بهمه دانستنيها صرف نظر از نوع آنها علم مي گويند و عالم كسيرا مي گويند كه جاهل نيست . مطابق اين معنا ، اخلاق ، رياضيات ، فقه ، دستور زبان ، مذهب ، زيست شناسي و نجوم همه علم اند . و هر كس يك يا چند رشته ارآ‹ها را بداند عالم دانسته مي شود .
خداوند به اين معنا عالم است ، يعني نسبت به هيچ امري جاهل نيست و براي او مسأله مجهولي وجود ندارد . محتواي قرآن به اين معنا علمي است يعني كه مجموعه اي از دانستنيهاست و هر كس آنها را بداند عالم به قرآن است . همه فقها عالمند و هر كس از خدا و صفات و افعال او آگاهي داشته باشد نيز عالم است . ديده مي شود كه در اين معنا علم در برابر جهل قرار مي گيرد . كلمه KNOWLEDGE در انگليسي و CONNAISSANCE در فرانسه معادل اين معناي علم اند .
2-كلمه علم در معناي دوم منحصرا به دانستني هايي اطلاق مي شود كه بر تجربه مستقيم حسي مبتني باشند . علم در اينجا در برابر جهل قرار نمي گيرد بلكه در برابر همه دانستني هايي قرار مي گيرد كه آزمون پذير نيستند . اخلاق ( دانش خوبي ها و بديها ) متافيزيك ( دانش احكام و عوارض مطلق هستي ) عرفان ( تجارب دروني و شخصي ) منطق ( ابزار هدايت فكر ) ، فقه ، اصول ، بلاغت و ... همه بيرون از علم به معناي دوم آن قرار مي گيرند و همه به اين معنا غير علمي اند . كلمه SCHENCE در انگليسي و فرانسه معادل اين معناي علم اند .
ديده مي شود كه علم در اين معنا بخشي از علم به معناي اول را تشكيل مي دهد و به سخن ديگر علم تجربي نوعي از انواع دانستني هاي بسياري است كه در اختيار بشر مي تواند قرار گيرد.
رشد علم به معناي دوم عمده از اغاز دوره رنسانس به بعد است ، در حاليكه علم به معناي مطلق آگاهي ( معناي اول ) تولدش با تولد بشريت هم آغاز است .
بلافاصله پس از شنيدن كلمه علم ما به ياد چيزي مي افتيم كه در ذهن است و مي تواند مطابق با واقع نباشد
(( سواد )) برايمان تداعي مي شود ، به ياد فلسفه و پيچيدگي هايش مي افتيم كه در كتابها نوشته اند و در مدارس و دانشگاه ها مي آموزند . به ياد خطاها و كاستي هاي معلومات خود مي افتيم ، به ياد علم و محتواي شگرف و دستاوردهاي عظيم آن مي افتيم كه بافت خيلي پيچيده تئوري هاي علمي چيست ؟ و آيا اصولا تولد علم به خاطر واقع نمائي است ؟ به خاطر تنظيم پديده هاست ؟ و تازه اين در مورد معناي اعم علم است والا اگر به شاخه هاي بيشتري توأم با پيچيدگي هاي بيشتري پيدا خواهد كرد.
تعاريف عام و خاص علم
با بررسي كليه تعاريفي كه در مورد علم ارائه گرديده است ، روشن مي شود كه تعاريف علم را مي توان به دو گروه متمتبز تقسيم بندي كرد، يكي تعاريف عام علم و ديگري تعاريف خاص علم .
الف : تعاريف عام علم : در زبانهاي اروپائي و غربي واژه (( SCIENCE )) از لغت لاتين ((SCIENTIA )) به مفهوم "دانستن" گرفته شده است كه طبق آن ( علم ، دانستن هر موضوع و دانسته اي است ) و يا ( علم عبارتست از تراكم سيستماتيك اطلاعات ) كه به عبارت ساده تر مي شود ( علم مجموعه اي از ذخائر آگاهي منظم و مرتب است ) .
حكماي اسلامي كه ذهن را مركز دانش هاي بشر مي دانستند و آن را به آئينه تشبيه مي كردند و بعدها اين حرف توسط فراسيس بيكن هم تكرار شد مي گفتند : (( العلم هو الصورته الحاصله من الشي عند العقل )) يعني علم عبارتست از تصوير چيز در ذهن ، مثلا از كسي كه هرگز او را نديده ايم چيزي در ذهن نداريم ولي همين كه او را در ذهن حاصل مي شود .
البته صورتي كه در ذهن ايجاد مي گردد ، بر دو قسم است :
1-تصور ( REPRESNTATION يا NOTION يا IDDE يا CONCEPT ) و آن عبارتست از صورت ساده ذهن كه استناد چيزي بر چيز ديگر نباشد ، ماند ماه ، ستاره ، خورشيد ، انسان ، درخت و غيره .
2-تصديق ( JUJEMENT ) كه عبارتست از استناد امري بر امر ديگر خواه ايجاب باشد مانند آتش سوزنده است يا سلب باشد ماند اسب يا خر ، گوشتخوار نيست .
بايد دانست كه تشابه ذهن به آئينه كامل نيست و تفاوتهايي بين آنها وجود دارد ، يكي اينكه آينه صورت اشياء را تا زماني نشان مي دهد كه در مقابل صفحه آن قرار گرفته اند و ديگر آنكه فقط تصوير اجسام قابل لمس و قابل ديدن را نشان مي دهد در حاليكه ذهن هم تصويري را كه گرفته است در خود نگه مي دارد و در مواقع لزوم آن را آشكار مي سازد و مي نمايد و هم علاوه بر متأثر شدن از انواع محسوسات ، حالات و چگونگي دروني و ذهني را نيز نشان مي دهد .
از ديگر تعريف هاي عام علم آمده است : (( علم معرفتي است جمعي درباره امور كلي )) و (( علم بزرگترين كوشش مغز انسان است .))
ب ) تعاريف خاص علم : برخي گفته اند : (( علم نوعي تجزيه و تحليل است كه شخص محقق را كمك مي كند تا قضيه هايي را به صورت علت و معلول بيان مي نمايد )) طبق اين تعريف نمي توان هر نوع آگاهي را اگرچه در كمال نظم و ترتيب هم كسب شده باشد ، علم دانست مگر آنكه متكي بر حقايق و واقعيت باشد .
تعريف هاي زير در شمار تعريف هاي خاص علم مي باشند :
-علم مجموعه بزرگي از واقعيت ها و نظرهايي است كه در پيوند با يكديگر قرار دارند .
-علم شناخت منظمي است كه با روشهاي خاص اصولي بدست مي آيد .
-علم عبارتست از يك سري دانستنيهاي مستدل جهت اكتشاف قوانين واقعيات .
-علم مجموعه اي از تئوري ها و احكام قطعي است .
-علم از آنچه هست گفتگو مي كند نه از آنچه بايد باشد .
-علم عبارتست از اطلاعات قابل آزمايش و اثبات .
-علم از محسوسات بحث مي كند نه از موهومات .
-علم عبارتست از شناخت حقايق و واقعيات .
-علم عبارتست از توافق فكري و وحدت نظر ( تعريفي از اگوست كنت .)
بطوريكه ملاحظه مي شود ، برخي از تعريف هاي علم به هر دانش نظري ، علمي ، هنري ، خبري، فلسفي ، اخلاقي و غيره اطلاق مي گردد ، اين دسته از تعاريف را تعريف هاي عام علم يا تعريف هاي كلي علم مي نامند و بعضي ديگر از تعريف هاي علم ، صرفا به شناخت حقايق غير قابل انكار ، گفته مي شود كه ارتباطي با معتقدات و نظرات افراد جوامع گوناگون و اشخاص مختلف و متفاوت ندارد . اين گروه از تعاريف ، تعاريف خاص علم ناميده مي شوند .
علم به معناي اخص روابط و قوانين پايدار و واقعيت ها ، را بيان مي نمايد و هدف آن شناساندن دنيايي است كه انسان در آن زيست مي كند ، پس كشف رابطه علت و معلول و ايجاد تئوري علم هدف است. نقش علم ايجاد قوانين و اصول كلي در زمينه چگونگي وقايع و پديده هاي مربوط به موضوع مورد بحث مي باشد . علم بين دانستني ها ايجاد ارتباط مي كند و جريانات ناشناخته را پيش بيني مي نمايد .
شناخت هر علمي مستلزم شناخت تعريف آن ، موضوع آن ، فايده آن ، غرض آن ، مرتبه آن ( در سلسله مراتب علوم ) بابها و مباحث آن و بالاخره شيوه هاي آموزش آن مي باشد و رشد هر علم به عوامل متعدد و پيچيده اي بستگي دارد كه بايد آنها را شناسائي كرد .
مراتب علم
1-معمولا چنين گفته مي شود كه ابتدائي ترين مراتب علم انعكاس محض موضوعي است كه بوسيله حواس يا ديگر دستگاههاي عامل درك با آن ارتباط ذهني برقرار مي كنيم . در اين مرتبه ذهن ما هيچ تفاوتي با آئينه و ديگر اجسام شفاف كه مي توانند نمودهاي عيني را در خود منعكس نمايند ، ندارد مگر در آن موضوعات كه نمود محسوس ندارند ، مانند علتي كه معلولي را بوجود آورده و خود در جريان دگرگونيها از بين رفته است . ما با توجه به آن معلول مي توانيم تصويري از علتش را در ذهن خود منعكس نماييم ، با اينكه در برابر ذهن ما قرار نگرفته و ما ارتباط مستقيم با آن نداريم و اينگونه تصوير در آيينه و اجسام شفاف امكان پذير نمي باشد ، اين مرتبه را مرحله ماقبل علم مي دانيم .
2-موضوع منعكس در ذهن در مجراي آگاهي هاي ثانوي و هدف گيري و وابستگي به اصول و قوانين و وابستگي به حلقه هاي عرضي و طولي زنجير اجزاء طبيعت ، در جريان آگاهي علمي قرار مي گيرد . درست است كه ممكن است علم و معرفت در اين مرتبه درباره موضوع معلوم روشن تر از مرتبه اول و انعكاس محض ، نباشد يعني يك عدد برگ كه در ذهن ما بدون كمترين رابطه با حلقه هاي عرضي و طولي اجزاء طبيعت و اصول و قوانين منعكس شده است ، همان برگ است كه با پيوستگي با حلقه هاي مزبور انعكاس يافته است ، ولي در صورت دوم نمود فيزيكي برگ با اينكه در ميان مرزهايي كه پايان فيزيكي برگ را نشان مي دهند ، محدود مي نمايند ، ولي در نظر ناظر آگاه به حلقه هاي مربوطه ، همان نمود فيزيكي مانند كانون نوريست كه اطراف خود را تا حدودي روشن ساخته ، هم خودش قابل مشاهده است و هم صدها موجود پيرامونش را نشان مي دهد . اين كانون مربوط به نمود فيزيكي موضوع نيست ، بلكه حالت ذهني ناظر آگاه است كه شعاع ديدش از مرزهاي محدود كننده برگ تجاوز مي كند . اين روشنايي ذهن عالم گاهي فراگير همه عالم هستي است . اينست يكي از معناي آن جمله كه مي گويند: (( چنانچه يك كل مجموعي نمايانگر هر يك از جزء است ، همچنين يك جزء نماينده كل مجموعي مي باشد :
هر قطره اي در اين ره صد بحر آتشين است دردا كه اين معما شرح و بيان ندارد
حافظ
اين بيت حافظ كه مي گويد :
اهل نظر دو عالم در يك نظر ببازند عشق است و داد اول بر نقد جان توان زد
يك معناي ذوقي و شاعرانه محض نيست ، بلكه چنانكه در مبحث " نظر " خواهيم گفت : مقصود از نظري كه مي تواند دو جهان را (در وابستگي آرزو به مقام شامخ الهي ) كنار بگذارد ، نظر يك مغز و روان رشد يافته ايست كه همه شئون و پديده ها و روابط ميان آنها را در دو جهان كف هايي سر بر كشيده از آن منظور بداند ، منظوري كه اگر از هستي منها شود ، جز خيال چيز ديگري در ذهن بجاي نمي گذارد .

آغاز و پايان علم خداست
(انتقادي از سخن كانت )
فروغي در بيان تفكرات كانت مي گويد : كانت گفته است : " نسبت دادن آغاز علم به خدا شوخ چشمي است و اما پايان علم خداست ، حق است "
ما گفتگويي كه در اين مسئله با كانت مي توانيم داشته باشيم ، اينست كه مقصود شما از علم چيست ؟ آيا مقصود شما انعكاس محض صوري از اشياء در ذهن انسانهاست ، شما چگونه مي توانيد چنين پديده را علم بناميد در صورتيكه همه اجسام شفاف مانند آئينه قدرت انعكاس مزبور را دارند و با اينحال به آن انعكاسات علم نمي گويند . و اگر مقصود شما از علم آگاهي به واقعيت به عنوان حلقه اي از حلقه هاي زنجير عالم هستي است كه فقط با روشنائي روحي خاصي قابل مشاهده و معلوم مي گردد ، بدون ترديد چنانكه پايان اين علم خداست ، آغاز آن نيز خداست زيرا تا چنان روشنائي در درون آدمي بوجود نيايد ، ذهن آدمي نمي تواند گام به فوق جهان هستي بگذارد و واقعيت را در مجموع هستي دريابد .
مراحل سه گانه علم با نظر شرايط ذهني
1-در مراحل اوليه شناخت قطع و يقين هائي است كه ذهن آدمي را پشت سر هم درباره موضوعات و مسائل اشغال مي نمايد . هر رويدادي كه در برابر حواس ناظر نمودارمي گردد ، حقيقتي است مستقل و مجزا از همه چيز ، بطوريكه شناخت آن رويداد در همان موقعيت محدود كه بوجود آمده يا نمودار گشته است ، نه تنها امكان پذير است ، بلكه همان شناخت لازم و كافي است كه رويداد را در آن موقعيت روشن خواهد ساخت . هر موضوعي كه در اين مرحله مطرح مي شود ، با كمال سدگي خود را در اختيار حواس و ذهن مي گذارد و بدون هيچگونه پيچيدگي و وابستگي به علل گذشته و رويدادها و موضوعات همزمان قابل درك و فهم مي باشد . همچنين هر موضوع و رويدادي در اين مرحله با همه چهره ها و ابعاد خود ، در اولين برخورد با حواس و ذهن آدمي خود را نشان مي دهد . قانون مربوط به آن موضوع يا رويداد ، در خود آن است ، بطوريكه اگر شناخته شود ، قانونش هم شناخته مي شود . مختصات اين مرحله از شناخت ها بدين قرار است :
الف – با نظر به ملاحظات فوق ، قطع و يقين هايي كه در ذهن آدمي را اشغال مي نمايند مانند تأثراتي هستند كه به وجود مي آيند و از بين مي روند ، بدون آنكه تضاد و تناقض ميان آنها قابل اهميت بوده و انسان را به خود جلب مي نمايد . و اين يك جريان بي علت نيست ، بلكه بدان جهت قدرت تعميم و تجريد و حذف و انتخاب در مغز آدمي كاملا به فعليت و احساسات و حمله و گريز او در برابر جريانات علم طبيعت و همنوعان خود ، تعديل نيافته است .
ب ) سرعت تصميم گيري و اقدام به عمل كه از نتايج قطع و يقين است ، لذا اگر تعليمات جبري و مقررات و آداب و رسوم اجتماعي نباشد ، اقدامها و عمل هاي متضاد و متناقض اين مرحله از عمر آدميان ، زندگي آدمي را مي توا ن مختل بسازد .
ج ) بي پروايي درباره دانستني هاي گسيخته كه همراه با قدرت جواني است ، اغلب جنبه تخريبي دارد ، نه مثبت و سازندگي كه احتياج به درك قوانين و اصول زير بنلئي و روبنائي و دگرگونيهاي موقت و پايدار و قدرت تعميم و تجريد همراه با شكيبائي هاي عقلاني دارد .
2- مرحله متوسط – اگر سير آدمي از مرحله يكم با مانعي روبرو نشود و علاقه به واقع يابي به تحريكات خود ادامه دهد و محيط و جامعه مناسب پرورش ذهن بوده ، انكشاف ابعادي ديگر از واقعيات از يكطرف و روشن شدن تضاد و تناقض در برداشت از واقعيت ها از طرف ديگر موجب جريان سيلي از شك و ترديدها در ذهن آدمي مي گردد. اين شك و ترديدها به حسب شرايط ذهني و عوامل خارج از ذهن ، نتايج گوناگوني را بوجود مي آورد . به عنوان مثال : اين شك و ترديدها براي كساني كه ضعف شخصيت در ارتباط با واقعيات دارند ، ممكن است موجب ركود و افسردگي نشاط فعاليت هاي ذهني بوده باشد . در صورتيكه براي شخصيت هاي با ظرفيت و نيرو مند بهترين عامل افزايش كنجكاوي و دقت و پيگيري واقعيات مي باشد . به هر حال مرحله دوم علم كه مرحله متوسط مي توان گفت ، از مسير احتمال و شك و طن مي گذرد . از يك جهت مي توان گفت : اين مرحله جنبه تعيين كننده سرنوشت شناخت هاي آدمي است . ديده شده است كه گروهي از رهروان اين مرحله يه جاي آنكه علامت سؤال (؟) را مانند بيلي تلقي كنند ، كه براي كاوش و زير و رو كردن اندوخته هاي متناقض در زير قشر ذهن ، بهترين وسيله مي باشد ، علامت مزبور را عينكي دائمي تلقي نموده به چشمان خود مي زنند . اين نكته را هم كه اهميت فوق العاده دارد ، به خاطر بسپاريم كه گروهي از ساقط شدگان در اين مرحله دوم ، براي ابزار رشد شخصيت در شناخت ، از اظهار شك و ترديد در شناخت واقعيات جهان هستي ، با قيافه اي فيلسوفانه وارد ميدان مي شوند و با گفتن امثال اين جملات : (( بلي ، ما هم جهان را نشناختيم )) ، (( حقيقت شناختني نيست ))
به مغز خود خيانت مي ورزند .

عزيزان ما را خوشحال خواهيد کرد در صورت داشتن هر گونه پيشنهاد در مورد عالم و علم داشتيد از قسمت ارسال نظر ديدگاه هاي خود را براي ما ارسال فرماييد

تگ های مطلب

#عالم و علم ,
برای دریافت ( تحقيق آماده درباره عالم و علم ) کلیک فرمایید

فایل های که ممکن است نیاز داشته باشید

نظرات کاربران

نویسنده نظر : مهرنگ شهرخ - 1398/2/8 (10:12)
سلام دانلود کردم بسيار مفيد بود
 
پاسخ پشتیبانی یکتا فایل
با سلام لطف مي کنيد
 
نویسنده نظر : آرميتا شيرين‌بانو - 1398/2/11 (9:2)
ممنون دستتون درد نکنه به دردم خورد
 
پاسخ پشتیبانی یکتا فایل
سلام نظر لطف شماست
 
نویسنده نظر : مهرنگ مهداد - 1398/7/23 (5:10)
سلام ممنون واقعا کارتون درسته و اين سايت رو هيچ وقت فراموش نميکنم
 
پاسخ پشتیبانی یکتا فایل
سلام بزرگواريد
 
نویسنده نظر : شوکا مهتا - 1398/8/24 (1:27)
با سلام بسيار عالي فکرشو نمي کردم تو بيشتر سايت دنبالش بودم ولي اينجا بصورت کامل پيداش کردم ممنون از زحماتتون
 
پاسخ پشتیبانی یکتا فایل
سلام بزرگواريد
 
برای ارسال نظر وارد سایت شوید