امتیاز 3.00 از 5 امتیاز 1 مشتری
(دیدگاه کاربر 1)

تحقیق آماده در مورد تالكوت پارسونز

پژوهشگران عزیز وبسایت یکتا فایل امروز برای شما یک مقاله آماده درباره تالكوت پارسونز برای دانلود قرار دادیم امیدواریم مورد رضایت شما عزیزان واقع شده باشد برای دیدن توضیحات بیشتر متن زیر را مطالعه فرمایید

برای دانلود بر روی دکمه زیر کلیک کنید

تحقیق آماده در مورد تالكوت پارسونز

دانلود تحقیق آماده در مورد تالكوت پارسونز در قالب فایل ورد با قابلیت ویرایش

پژوهشگران عزیز وبسایت یکتا فایل امروز برای شما یک مقاله آماده درباره تالكوت پارسونز برای دانلود قرار دادیم امیدواریم مورد رضایت شما عزیزان واقع شده باشد برای دیدن توضیحات بیشتر متن زیر را مطالعه فرمایید

جزییات به شرح زیر می باشد

عنوان : تالكوت پارسونز
فرمت فايل : ورد doc ) word )
قابليت اجرا با نسخه هاي آفيس : 2013 تا آخرين نسخه
قابليت ويرايش بعد دانلود : دارد
امکان پرينت گرفتن : بدون هيچ گونه مشکل در چاپ
تعداد صفحه : 44

قسمتی از متن انتخاب شده از داخل فایل ورد در مورد تالكوت پارسونز به صورت زیر است

تالكوت پارسونز مشاركت زيادي در نظريه پردازي جامعه شناختي داشته است. حتي منتقدين او در اين مسئله توافق دارند، البته او منتقدين بسياري دارد پارسونز نظري را ارائه داد كه شايد از نظر همة ديدگاه هاي جديد فونكلسيوني درباره نظام هاي اجتماعي بسيار بحث انگيز باشد بحث درباره نظريه پارسونز را بايد با در نظر گرفتن آن به عنوان يك سنتز آغاز كرد. افكار پارسونز بر مبناي يك چارچوب نظري بسط يافت، اگر چه غالبا چسباندن انگ فونكلسيوني به كار او درست است. اما نبايد وي را هميشه رد اين مكتب يافت. خود او هم هيچگاه بر آن نبود كه نامش با مكتبي گره بخورد تحصيلات اوليه او در هنر و اقتصاد بود، استفاده اش از نظريه وبر، نمايانگر علاقه او به تاريخ اقتصادي است، به علاوه، از روانشناسي نيز بهره اي داشت.
با اين وصف نظريه پارسونزي در خلال تكامل چهل ساله خود از منابع مختلف به سادگي دست چين نشده است. تك تك آثار نقش مهمي در اين زمينه داشته است، مضافا اين كه وي همزمان با يافن اجزاء طرحي براي وحدت بخشيدن آن ها به وجود آورد.
معمولاً، اين طرح وحدت بخش را نظام پادوفزي مي نامند، و در اينجا عمدتا اين طرح مفهومي با اين نظرية الگو است كه مورت بحث قرار خواهد گرفت.
هدف
هدف همة نظريه هاي، تبين است. هدف كلي پارسونز با هدف همة نظريه پردازان اجتماعي ديگر يكي است. او درصدد تبيين مسئله نظم است يعني مي خواهد بداند چرا نظم اجتماعي وجود دارد. پارسونز احساس مي كرد كه آثار اوليه اش در اين زمينه، تجربي هستند، اما او از واژه تجربي به روش عجيبي استفاده مي كرد. روش تجربي اوتحقيق در آثار منتشر شدة قبلي بود تا ببيند اين آثار چگونه نظم را تحليل كرده اند. احساس پارسونز اين بود كه بسيار از اين نويسندگان مسير درستي را انتخاب كرده بودند. اگر چه همة آن ها دست كم بخشي از حقيقت را ناديده گرفته بودند ليكن نكات ارزشمندي در اين نظريه هاي رقيب وجود داشت. سنتر پارسونز اين بود كه وحدتي در بخش هاي همگراي (يعني بخش هاي شبيه به هم، اگر چه در شكل هاي بياني متفاوت) ساير نظريه پردازان به وجود آورد، تا سپس بتواند نظريه كاملتري درباره نظم اجتماعي از آن ها ارائه دهد. وي براي نيل به اين هدف به سه عنصر نياز داشت؛
1) بخشي از آثار اين افراد كه مي توان آن را محتواي نظريه پارسونزي دانست، 2) يك زبان و 3) يك طرح مفهومي كه براساس آن اين آثار با هم تاليف يابند. زندگي حرفه اي پارسونز به عنوان يك نظريه پرداز داراي ويژگي هايي است از جمله تدقيق بي وقفه، طرح مفهومي كه مورد نظر او بود، تقويت محتواي آن، و استفاده جامعه شناسي فراوان و متنوع از آن ها، پارسونز هرگز جمع كننده اطلاعات نبوده است. بلكه قوت او در مفهومي كردن تفسير كردن حوادث و سازمان دادن افكار است. اين نقطه قوت ناشي از هدف اصلي او در وحدت بخشيدن به بينش هاي مختلف دربارة نظم اجتماعي و افزودن نظر خود بر آنها بوده است.
عناصر اوليه نظام پارسونزي
اراده گرايي
پارسونز مي دانست كه از چه اشتباهاتي بايد پرهيز كرد. در درجه اول نظريه بايد مبتني بر اراده گرايي باشد و نبايد افراد را به عنوان اجزاي بي فكر تصور كنيد، بلكه بايد تاكيد كند كه اشخاص مي توانند با تلاش هاي معقول و عاطفي خود دريابند كه چگونه عمل كنند پارسونز مي خواست از مهملاتي كه با تاكيد بيش از حد بر اراده گروه و امثال آن همراه است، اجتناب كند، او آن تصوير از جامعه را كه در آن هي فضايي براي بروز فرديت وجود نداشته باشد، نمي پذيرد.
پارسونز ضمن مقاومت در برابر اين افراط، از تفريط در فرد گرايي نيز مي پرهيزد. گفتن اين كه كل حيات اجتماعي از كنش هاي فردي و كنش هاي مبتني بر ارزيابي فردي شكل ميگيرد، مي تواند به جاي تصوير نظم به تصويري از هرج و مرج منجر شود. شواهد تجربي نشان ميدهد كه اشخاص مستقل از ارزش ها و تصميمات ديگران، تصميم نمي گيرند هدف پارسونز يافتن مباني نظريه اي بود كه بتواند هم از فردگرايي افراطي و هم از جبرگرايي افراطي اجتناب كند.
عقلانيت
پارسونز بايد از تله هاي ديكر نيز پرهيز مي كرد يكي از اين ها عقلانيت بود به نظر پارسونز مطرح ساختن اين نكته كه اشخاص عقلاني رفتار مي كند اگر منظور از عقلاني اين است كه اشخاص هميشه همة گزينه هاي كنش خويش ار مي شناسند و دقيقا آن نتيجه اي را كه هر يك از گزينه ها خواهد داشت مي دانند و هميشه كنشي را انتخاب مي كند كه با كارآ ترين گزينه متناسب باشد مهمل خواهد بود. پرواضح است كه عقلانيتي از اين نوع وجود ندارد و پس چه چيز ديگري وجود دارد؟ پارسونز اين فكر را به طور كامل رد نمي كند كه افراد با علم به نتيجه مورد نظرشان رفتار مي كنند يا اين كه آن ها كاري را انجام مي دهند كه به نظر مي رسد به يك نتيجه قابل پيش بيني منتهي مي شود وي طرح اهداف وسايل را مي پذيرد اما فكر تبعات دقيق عقلانيت است.
ايستارهاي ارزشي
نفي عقلانيت بي قيد و شرط، موجب نفي مسئله اي بزرگ است و آن اين كه چه مكانيسم هاي در كل در تنظيم كردن گزينه هاي انتخاب و نظم موثرند؟ علم اقتصاد با رجوع به شكل نهاد گرايي به اين سوال پاسخ مي دهد.
پارسونز به علت تحصيل در رشته اقتصاد، مي دانست كه تلاش ها براساس استفاده از نظريه كلاسيك اقتصاد كه در بسياري از موارد به دليل استفاده فرض تصادفي بودن اميال با شكست روبرو شده است، موجه نيست. خواسته ها به طور مجزا، ان چنان كه گويي در خلاء قرار دارند، بروز نمي كنند. به طور كلي نوعي تاثير گروهي، آشكارا، خواسته هاي فردي را در حصر الگوهاي منسجم تر قرار مي دهد؛ اين الگوها را مي توان ايستارهاي ارزشي به لحاظ فرهنگي متعين ناميد. پارسونز ميديد كه اقتصاد دانان دانشگاهي فرض مي كنند كه برخي از رفتارهاي انساني بر اراده گرايي و رفتار فردي عقلاني مبتني است ضمن آن كه انسان ها به زيور مجموعه هاي به لحاظ اجتماعي معتبر و محدودي از گزينه ها تجهيز مي نمايند، و بدين ترتيب شرط محدود كنده اي را بر اقتصاد كلاسيك افزوده اند. اما پارسونز، فقط موضوع محدوديت گزينه ها را پذيرفت و ايدة اساسي ايستارهاي ارزشي را به طرح خود افزود.
به منظور بسط نكته نظر ايستارهاي ارزشي، لازم است به نكات بيشتر اشاره شود. به اين نكته بايد اشاره كرد كه جامعه آنچه را آنچه را اعضايش ارزشمند در نظر مي گيرند، معين ومحدود مي كند مسئله ديگر اين است كه محدوديت ها از جا ريشه مي گيرند و از چه نوعي هستند آيا بايد آن ها را محدوديت هاي شناختي دانست كه تمام افراد جامعه به لحاظ عقلي آن را موجه دانسته و عالما آن را پذيرفته اند؟ به اندازه كافي دليل بر نفي اين اعتقاد وجود دارد. حداقل به يك دليل، محدوديت هاي جسمي از اين نوع مي تواند به راحتي زيان آور باشد، واحتمالا به رشو هايي به وضوح محدود كننده تر از ان روش هايي كه درجامعه بشري مشود است،مي انجامد به علاوه شواهد زيادي وجود داردكه نشان مي دهد اشخاص از نظر عاطفي عميقا به قساوت ها و ارزش هايتان وابسته هستند، و معمولاً نمي توان اين عقايد را كاملا بر بنياني عقلي تعليل كرد. بنابراين نتيجه گيري موقتي پارسونز آن بود كه ايستارهاي ارزشي بايد به عنوان بيان احساساي كه ريشه در حيات جمعي اجتماع دارند، در نظر گرفته شوند هميهش نمي توان اين ايستارها را با عقل و استدلال تعليل كرد.
به علاوه، ايستارهاي ارزشي مشتقل شده از اجتماع يك ويژگي حيات جسمي است و مستقيما قابل انتساب به افراد نيست. در توليد اين ايستارها و شيوه هاي ارزشگذاري نكته اي وجود دارد كه نمي توان آن را از زمينه اجتماعي شان جدا نمود. اين ويژگي اجتماعي ايستارها را به عنوان امري خارجي براي هر يك از اعضاء جلوه گر مي سازد. هر شخصي مي فهمد كه ايستارهاي ارزشي از آن فكر خود نيست؛ بلكه در تجربه او به صورت ويژگي خارجي از همان او متجلي مي شود. اين ايستارهاي براي او ضرورت تخيلاتي ذهني را دارد كه او در آن ها شريك است ضمن آن كه بيرون از او هستند.
سنتز مقدماتي
اكنون سنتز پارسونز از نظرات متعدد دربارة كنش اجتماعي به تدريج هويدا مي شود. او اميدوار است كنشي را تعليل كند كه تحت كنترل و تعيين نبوده بلكه مبتني بر اراده افراد است. چنين كفشي در اجتماعي در رخ مي دهد كه به طور كلي قدرتي انتزاعي براي تعيين تناسب نش ها و شيوه هاي ارزشگذاري شده داشته باشد اما، اهداف نمايي كنش بر مبناي عقل تعيين نمي شوند گرچه اشخاص بر اساس خرافات يا ميل غريزي عمل نمي كنند، اما مي توان انتظار داشت كه انتخاب گزينه ها و تعيين اهداف و وسايل مبنايي عاطفي و غير منطقي داشته باشد. به گفته پارسونز مي توان تاثير ايستارهاي ارزشي ناشي از اجتماع را يك ويژگي اجتماعي دانست در اين معنا روح، اجتماعي كه مي توان آن را فرهنگ هم ناميد، في نفسه داراي وحدت و انسجايي است كه خود را بر افراد به عنوان موجودي خارجي از آگاهي شخصي شان تحميل مي كند.
نظام ها و محيط ها
اكنون، مي توانيم يكي از طرح هاي كلي فونكلسيوناليزم را با افكار پارسونز مقايسه كنيم. پارسونز فعاليت هاي اجتماعي ارادي را كه در نتيجه قدرت اجتماع در تعيين و تعريف كنش در يك فرايند وحدت بخش، شكلي منسجم مي يابند. بينش سيستمي كنش اجتماعي ناميد روش است كه خود كنش ها تصادفي نيستند. بلكه، منظم و هنجاري مي باشند به علاوه، به شيوه اي به سامان منظم شده اند؛ در وضعيتي مشابه، رفتارهاي مشابه احتمالا پاسخ هاي مشابهي خواهند داشت، اين نتيجه گيري پارسونز از داه هاي جامعه شناختي روزمره اين امر في نفسه يك ايدة معمولي است اما پارسونز مفهوم نظام سيستم را در مورد اين واقعيت به كار مي برد.
وقتي كه پارسونز كنش را به عنوان يك نظام در نظر مي گيرد اين نكته مطرح مي شود كه شايد همساني هاي خاصي رد خودنظام كنش وجود دارد. اين همساني هاي نظام كنش ذاتا انتزاعي هستند زيرا محدوديتي بر كنش اجتماعي اعمال نمي كنند، بلكه انواع مختلف كنش و انواع مختلف وضعيت ها را محدود مي سازند نظام هاي كنش برخود كنش اعمال محدوديت و فشار نمي كند، بلكه انواع كنش را محدود مي سازد. مثلا، بايد انتظار داشت كه هنگام خريد از يك فروشگاه شيوه هاي رفتاري همساني وجود داشته باشد اين همساني ها از نظر نظام يافتگي كنش كه به اقتضاي روابط اجتماعي نزديك در بين اعضاء يك خانواده صورت ميگيرد، متفاوت است نظام كنش، همساني در جهت گيري ها، ارزش گذاري، و تفكر مقتضي با وضعيت ها را پديد مي آورد، و مردم با به سوي ايفاي كنش هاي نوعي در يك قالب نوعي مي كشاند، اما اين كنش ها را نمي توان به اين دليل كه كنش هاي نظام داري هستند به شيوه اي ملموس از قبل تعيين نمود.
فونكلسيوناليست ها مي گويند كه نظام به منظور بقاء خود، در ارتباط با رفتار اعضايش انتظارات مشخصي دارد اين همان ايدة ضروريات نظام است اگر استنباط ما از اين اشكال نظام هاي كنش اجتماعي انساني مثل پارسونز باشد، بايد به اين نكته كه كنش اجتماعي انساني عملا چيست، با ديدي عاميانه بنگريم. يك عمل اجتماعي مشتمل بر مجموعه اي از انتخاب هايي است كه توسط عامل صورت مي گيرد كنش ها، معطوف به موضوعات اجتماعي، از جمله ساير مردم يا گروه ها است. بنابراين، در زمرة اولين انتخاب ها اين مسئله مطرح است كه عامل، موضوع را چگونه مي بيند. پارسونز اين چگونه ديدن موضوعات را كه مسئله اي عمومي است مسئله نظام جهت گيري هاي عامل مي نامد آيا اين موضوع ارادي است يا نه؟ اهميت اين موضوع براي عامل چيست؟ و غيره. پارسونز جهت گيري عامل را با ارجاع به انگيزه و ارزش طراحي كرده است.
پارسونز اين انتخاب هاي جهت دار را استاندارد شده مي داند در اسا دو نوع انتخاب جهت دار وجود دارد و هر يك از آن دو نوع نيزع به دو بخش فرعي تقسيم مي شود، اول اين كه عامل در ارتباط با تصميم گيري درباره اين موضوعات با دو معضل دربارة ايستار هاي خود نسبت به آن موضوعات روبرو است. دوم آنكه بايد مشخص كندكه چه جهت گيري انگيزشي نسبت به آن ها اتخاذ خواهد كرد.
در ملاحظة ايستار عامل نسبت به يك موضوع، ابتدا، دو انتخاب وجود داردكه بايد انجام گيرد:
1- آيا عامل بايد از موضوع مورد نظر خشنود باشد و تحت تاثير آن باشدع يا از اين امر بايد اجتناب شود؟
2- آيا عامل بدون اين كه خشنودي خود را در نظر بگيريد، بايد به موضوعي روي آورد، يا صرفا هدف خشنود سازي خود را بايد دنبال كند؟
عاملان در ارتباط با انتهاب هاي انگيزشي موضوعات، با مجموعة ديگري از معضلات مواجه هستند.اين عضلات درباره چگونگي ارتباط با هر موضوع با عامل، يا هر يك از موضوعات با يكديگر است.
1- اهميت يك موضوع ممكن است به علت ارتباط خاصي باشد كه آن موضوع با خود عامل دارد، و براي افراد ديگر بي ارزش باشد. يا ممكن است اهميت يك موضوع به علت ويژگي هاي خاص آن موضوع باشد و هيچ ربطي با عامل نداشته باشد.
2- موضوع ممكن است در ماهيت خود مهم باشد، يا به دليل كاري كه انجام مي دهد با اهميت تلقي شود. اولي يك كيفيت ذاتي است، و دومي مربوط به عملكرد آن است.
متغيرهاي الگو
پارسونز اين جفت هاي معضل انتخاب را متغيرهاي الگو مي نامد. اكنون متغيرهاي الگو را به همان نامي كه پارسونز بر آنها نهاده است، متذكر مي شويم:
عاطفي بودن در مقابل معضل احساس خشنودي در مقابل
بي تفاوتي عاطفي اجتناب از خشنودي
مخص بودن در مقابل معضل جهت گيري به كل موضوع در مقابل
پراكنده بودن جهت گيري به بخشي از آن
عام گرايي در مقابل معضل عمل نسبت به موضوع در پرتو روابط
خاص گرايي خاص آن براي عامل در مقابل عمل نسبت به موضوع به علت ويژگي هاي عام آن
مسائل نظام
اكنون در اينجا به بازسازي بينش پارسونز در زمينة مسائل ثابتي مي پردازيم كه نظام هاي اجتماعي به منظور بقاء بايد آن ها را حل كنند. بنابراين با استفاده از متغيرهاي الگو مي توان ايستارها و انگيزه هايي را كه براي حل اين مسائل اتخاذ مي شود، توضيح داد. پارسونز با اين شيوه مي تواند جنبه هاي انتزاعي نظام اجتماعي را با اجزاء كنش ارادي فردي با هم در آميزد.
يك مورد متنازل از يك نظام اجتماعي را در نظر بگيريد، دو نفر در يك ايستگاه راه آهن، كنش هايي كه اين دو مشخص نيست به يكديگر دارند، اين نظام كنش را مي سازد و ساير افراد و خود عمارت ‌[منظور ساختمان ايستگاه راه آهن] محيط را مي سازد. حالا اگر اين نظام بخواهد كاري انجام دهد، بايد انرژي صرف كند. البته، اين انرژي را مشاركت كنندگان در كنش فراهم مي سازد، اما هدفي را كه اين انرژي رو به سوي آن دارد، مشكل ديگري است؛ اين هدف هم توسط اميال شخصي و افراد و هم توسط صور روابط اجتماعي بين مشاركت كنندگان و هم توسط محيط تعيين مي شود اگر دو نفر موردنظر ما در ايستگاه راه آهن تمايل به گفتگو داشته باشند، هدف متقابل در ارتباطات آن دو نفر در بر گيرنده موضوعاتي از اين قبيل است كه چه صداي گوش خراشي مي آيد چه كسي مي تواند صدايي بشنود كجا مي توان نشست و امثال آن، بنابراين انجام اين عمل ساده شامل تصميمات پيچيده اي است كه كل جنبه هاي نظامي و محيطي روابط را در بر مي گيرد اين مورد دو مشكل عمومي نظام را مطرح مي سازد كه اولي، انطباق (زيستن و عمل كردن در يك محيط معين) ودوم، دستيابي به هدف (تعيين يك هدف و مصرف انرژي براي تحقق آن به منظور منطبق كردن نظام كنش با محيط آن) است زماني كه يك نظام با صرف انرژي به سوي يك هدف، مشكل انطباق را حل مي كند، حتما آن نظام در معرض پيامدهاي دروني قرار خواهد گرفت انرژي صرف شده از بين خواهد رفت، و براي حل مشكل ممكن است چيز جديد با نظام در آميخته شود. نظام اجتماعي در كل بعد از حل مشكل انطباق به شيوة متفاوتي در خواهد آمد. چنين تفاوتي مسئله سازگاري مجدد را مطرح ميكند كه پارسونز آنرا يكپارچگي ناميده است. در نهايت، اگر نظامي كه يكپارچكي مجدد يافته به كنش ادامه دهد، بايد توانايي حفظ خودش را داشته باشد. پارسونز اين مسئله را بقاي الگو مي نامد. منظور پارسونز آن است كه در غياب فعاليت هايي كه براي بقاي الگوهاي كنش طراحي شده اند، ممكن است يكپارچگي نظام از دست برود. همچنين به نظر او بقاي الگو، حالتي از آمادگي [نظام] براس كسب آگاهي نسبت به مسائلي است كه از انطباق جديد ناشي مي شوند اكنون در مي يابيم كه صرفنظر از خاص بودن ياخاص نبودن، يا بزرگي و كوچكي و يا برجسته بودن يا برجسته نبودن ظام، كل نظام هاي اجتماعي با مسائل انتزاعي انطباق، دستيابي به هدف، يكپارچگي و بقاي الگو مواجه هستند. پارسونز استدلال منحصر به فردي در مورد اينمسئله كه كل نظا ها با مسائل مشابهي مواجه هستند ارائه داده است. هر چيزي كه به عنوان نظام در نظر گرفته شود، با اين مسائل روبروست. پارسونز، هم روابط اجتماعي و هم نظام هاي فرهنگي و نظام هاي شخصيتي را با به كار بردن اين طرح مورد تحليل قرار ميدهد.
اكنون به منظور پي بردن به اين نكته كه چگونه ممكن است معضل انتخاب با مسائل كلي نظام در آميخته شود، به متغيرهاي الگو بر مي گرديم اگر چه ممكن است واژه هاي بسيار جديدي استفاده نماييم، اما اصل راهنما هنوز نسبتاً ساده است. متغيرهاي الگو احكام كلي دربارة جنبه هاي عام كنش اجتماعي انسان هستند اين متغيرها مقدمه عمل رفتار اجتماعي در ارتباط با موضوعات است و الزامي مي باشد متغيرهاي الگو چگونه مي خواهد مسائل عمومي نظام در انطباق و دستيابي به هدف، يكپارچگي و بقاي الگو را با كنش ارادي در آميزند، پارسونز ابتدا بايد براساس كنش شخصي تبييني از نظام اجتماعي ارائه دهد و سپس براساس كنش اجتماعي، كنش شخصي را تبيين كند.
ابتدا مسئله انطباق را توضيح مي دهيم. انطباق، هم نوايي نظام اجتماعي با محيط خود اوست. جنگ كه در آن دو جامعه بقاي يكديگر را مورد تهديد قرار مي دهند نمونة برجسته يك بحران انطباقي است بدون هيچ ترديدي دشمن فعال چيزي نست مگر جنبه خصمانه محيط.
يك رفتار جنگي را براساس متغيرهاي الگو در نظر بگيريد اول اجاهز بدهيد به جاي خاص گرايي، عام گرايي را در نظر بگيريم در جنگ جهت گيري عاملان به امور جنبه اي عام گرايانه دارد، يعني بايد موضوع (دشمن) را به عنوان عضوي از يك طبقه از اشياء (كه دشمنان ناميده مي شود) در نظر گرفت اگر يك سرباز دشمن را صرفا به عنوان فردي خاص در نظر بگيريم ذهن ممكن است بر انسان بودن او تاكيد بيش از حدي نمايد و در چنين حالتي ممكن استاز نظر رواني، كشتن چنين فردي امكان پذير نباشد، و او نيز نبايد چنين اشتباهي را در مورد ما بكند.
در هر حال انطباق در جنگ چيزي مانند قتل از روي تمرد نيست. دومين متغير الگو، يعني خاص بودن در مقابل پراكنده بودن، مي گويد كه علاقه به دشمن امري خاص است، صرفا تا زماني كه او كنش خصومت آميز عليه شما انجام ميدهد شما با او مخالف هستند بر مبناي كل وجود او نيست كه تصميم مي گيرد كه مقابل او چگونه باشيد، بلكه اين تصميم بر اعمال او به عنوان يك دشمن مبتني است.
متغير الگوي بعدي عملكرد در مقابل كيفيت است. در بحران هاي انطباقي مانند جنگ، سر و كار موضوعات پر دردسر (دشمنان) به علت كاري است كه آنها انجام مي دهند، نه به خاطر اين كه آن ها چه هستند پارسونز اين نوع سمت گيري نسبت به موضوع را عملكرد ناميده است. در نهايت بايد گفت كه منضم ساختن احساس هاي عاطفي و هيجاني به موضوع انطباق پذيري كاري شايسته نيست هر كس مي داند كه سربازان هنگام كشتن دشمنانشان معمولاً آنها را به عنوان انسان در نظر نمي گيرند. قيد عاطفي بودن بروز و يا هرگز بسط نمي يابد. بي تفاوتي عاطفي، مبناي جهت گيري است.
بياييد با روشي ذهني تر اين موضوع را به سرعت مررور كنيم زماني كه نظام هاي اجتماعي با مسائل انطباق پذيري مواجه مي شوند بهترني راه حل براي اين مسائل توسط به كنشاجتماعي مي باشد كه مشخصه ان بي طرحي عاطفي، خاص گرايي عام گرايي و عملكرد است. اين چهار متغير الگو كه متناسب با انطباق پذيري هستند، الگوي عامي براي جهت گيري به وجود مي آورند اشخاص درگير در كنش براي بهتر فائق آمدن بر معضلات انطباق پذيري براساس اين الگو رفتار خواهند كرد. دراينجا اختصاصا كنش هاي ملموس مطرح نيست و اين الگو توصيف انتزاعي شيوه هاي سمت گيري و ارزيابي است. اتخاذ چنين شيوه هايي موجب مي شود كه يك نظام اجتماعي براي انطباق پذيري با محيط اش در موقعيت بهتري قرار گيرد.…. بقیه متن (فایل را دانلود فرمایید)

عزیزان ما را خوشحال خواهید کرد در صورت داشتن هر گونه پیشنهاد در مورد تالكوت پارسونز داشتید از قسمت ارسال نظر پیشنهاد خود را برای ما ارسال فرمایید

1 دیدگاه برای تحقیق آماده در مورد تالكوت پارسونز

  1. نمره 3 از 5

    شمیم شایان (دانلود کننده فایل)

    چی بگم
    شگفت انگیز_خارق العاده_متحیر کننده….. هر واژه ای که بگم باز هم کم هست

راهنماي دانلود کردن :

براي ديدن لينک دانلود بايد هزينه آن را پرداخت کنيد اين فايل براي ما اعم از طراحي و بهينه سازي همچين نگه داراي در اينترنت داراي هزينه اي مي باشد بر اين لحاظ براي ديدن لينک دانلود بايد هزينه اندکي براي حمايت از ما پرداخت کنيد قيمت فايل در مقابل ارزش فايلي که دانلود خواهيد کرد ناچيز مي باشد

1.لينک دانلود فايل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمايش در خواهد آمد.
2.همچنين در پنل کاربري شما نيز بصورت خودکار قرار مي گيرد

راهنمايي باز کردن فايل دانلود شده

1.فايل هاي قرار داده شده براي دانلود به منظور کاهش حجم و دريافت سريعتر فشرده شده اند، براي خارج سازي فايل ها از حالت فشرده از آخرين نسخه نرم افزار Winrar و يا مشابه آن استفاده کنيد.

2.چنانچه در هنگام خارج سازي فايل از حالت فشرده با پيغام CRC مواجه شديد، فايل به صورت خراب دانلود شده است و مي بايستي مجدداً آن را دانلود کنيد. البته فايل هاي حجيم داراي قابليت ريکاوري هستند که با استفاده از نرم افزار Winrar وارد منو Tools شويد و گزينه Repair را انتخاب کنيد تا مشکل فايل دانلود شده حل شود.

3.فايل هاي قرار داده شده بدون پسورد مي باشند

گزارش مشکلات در مورد سايت و انتقاد , پیشنهاد

1.کاربران عزيز براي ارايه خدمات بهتر لطفا پيشنهادات و مشکلاتي که در سايت مشاهده مي کنيد براي ما اطلاع دهيد اين نظرات و پيشنهادات شما عزيزان است که هر روز مي توانيم خدمات بهتري را ارايه دهيم پس لطفا هر مشکلي که مربوط به سايت مي باشد به ما از طريق پشتيباني اطلاع دهيد با تشکر از همراهي شما عزيزان. براي ارتباط با ما اينجا کليک کنيد