تحقیق آماده در مورد سرمشق وجامعه‏ شناسى

توضیحات کوتاه

پژوهشگران عزیز وبسایت یکتا فایل امروز برای شما یک مقاله آماده درباره سرمشق وجامعه‏ شناسى برای دانلود قرار دادیم امیدواریم مورد رضایت شما عزیزان واقع شده باشد برای دیدن توضیحات بیشتر متن زیر را مطالعه فرمایید

برای دانلود روی دکمه زیر کلیک کنید

تحقیق آماده در مورد سرمشق وجامعه‏ شناسى

توضیحات

دانلود تحقیق آماده در مورد سرمشق وجامعه‏ شناسى در قالب فایل ورد با قابلیت ویرایش

پژوهشگران عزیز وبسایت یکتا فایل امروز برای شما یک مقاله آماده درباره سرمشق وجامعه‏ شناسى برای دانلود قرار دادیم امیدواریم مورد رضایت شما عزیزان واقع شده باشد برای دیدن توضیحات بیشتر متن زیر را مطالعه فرمایید

جزییات به شرح زیر می باشد

عنوان : سرمشق وجامعه‏ شناسى
فرمت فايل : ورد doc ) word )
قابليت اجرا با نسخه هاي آفيس : 2013 تا آخرين نسخه
قابليت ويرايش بعد دانلود : دارد
امکان پرينت گرفتن : بدون هيچ گونه مشکل در چاپ
تعداد صفحه : 22

قسمتی از متن انتخاب شده از داخل فایل ورد در مورد سرمشق وجامعه‏ شناسى به صورت زیر است

پارادايم (paradigm) از جديدترين مفاهيمى است كه وارد حوزه علوم و جامعه‏شناسى شده است. اين مفهوم با نام فيلسوف و مورخ علم، تامس كهن (T.s.kuhn) ، مقارن است و اولين بار توسط وى در كتاب معروف او، ساختار انقلابهاى علمى (The structure of scientific Revolutions) ، به كار گرفته شده است. هدف كهن در اين كتاب، اثبات اين نظريه است كه على‏رغم تصور موجود درباره اينكه پيشرفت علوم از راه تراكم و انباشت ( صورت مى‏گيرد، رشد و توسعه علوم از راه انقلاب (Revolution) به وجود مى‏آيد و در جريان انقلاب‏هاى علمى، پارادايم‏هاى جديد جاى پارادايم‏هاى سابق را مى‏گيرند. در زبان فارسى، براى مفهوم پارادايم معادل‏هاى متعددى برگزيده‏اند; مانند نمونه، الگوى نظرى، سرمشق، نمونه فرد اعلى و امثال آن كه اين امر حاكى از نوعى ابهام و پيچيدگى در اين مفهوم است. كهن، كه واضع اين مفهوم است، به پيچيده بودن و ابهام آن اذعان دارد. وى در چاپ دوم كتابش، كه موجب واكنش‏هاى انتقادى فراوانى در ميان انديشمندان شد، در پى‏نوشتى كه بر آن افزود، ضمن تلاش براى پاسخگويى به انتقادات، چنين مى‏گويد: «يك خواننده همفكر، كه با من در اين باره – كه سرمشق ( پارادايم) عناصر فلسفى اين كتاب را معرفى مى‏كند – شريك است، يك فهرست تحليلى جزئى فراهم آورده و چنين نتيجه گرفته بود كه اين اصطلاح، دست كم، از 22 راه در اين كتاب به كار رفته است.» (1) البته كهن بر اين باور است كه برداشت‏هاى متفاوت از مفهوم پارادايم نتيجه ناسازگارى‏هاى برخاسته از روش نويسندگى است و به آسانى، مى‏توان آنها را حذف كرد، ولى در عين حال، به ابهام اين مفهوم اعتراف دارد.

تعريف سرمشق
همان‏گونه كه در مقدمه اشاره شد، به دليل نوعى ابهام در اين مفهوم، ارائه تعريفى جامع و مانع از سرمشق مشكل مى‏نمايد. لذا، بسيارى از كسانى كه درباره اين مفهوم سخن گفته‏اند بدون ارائه تعريف، در مقام توضيح آن برآمده‏اند. ما ابتدا برخى از اين تعاريف را مرور و سپس سعى خواهيم كرد تا تصويرى كلى از اين مفهوم نشان دهيم.

كهن مى‏گويد: «يك سرمشق ( پارادايم) چيزى است كه اعضاى يك جامعه علمى در آن با يكديگر اشتراك دارند و بعكس، يك جامعه عملى از كسانى تشكيل يافته است كه در يك سرمشق ( پارادايم) با يكديگر شريك‏اند. همه دورها باطل و خبيث نيست، ولى اين يكى منبع دشوارى‏هاى واقعى است. جامعه‏هاى علمى مى‏توانند و بايد بدون توسل به نمونه‏ها، جدا شوند و اين نمونه‏ها پس از آن، با تحقيق و موشكافى در رفتار اعضاى يك جامعه اكتشاف مى‏شود.» (2)

كهن سپس سعى مى‏كند براى رفع ابهام‏هاى موجود و اعتراف به دشوارى‏هايى كه در متن اصلى كتاب وجود دارد از سرمشق دو معناى متفاوت ارائه دهد: «چند نمونه از دشوارى‏هاى متن اصلى بر گرد مفهوم نمونه تجمع پيدا مى‏كند. در بيشتر جاهاى كتاب، اصطلاح نمونه به دو معناى متفاوت به كار رفته است; از يك سو، نماينده مجموعه باورها و ارزش‏ها و روش‏هاى فنى و چيزهاى ديگرى از اين قبيل است كه اعضاى يك جامعه علمى در آنها با يكديگر شريك‏اند و از سوى ديگر، اشاره به گونه‏اى از اجزاى آن، يعنى معماگشايى‏هاى شناخته‏اى است كه به عنوان سرمشق يا مثال به كار مى‏رود و مى‏تواند همچون شالوده‏اى براى حل معماهاى باقيمانده علم، جايگزين قواعد صريح حل معما شود.» (3)

به نظر كهن، معناى نخستين، جامعه‏شناختى و معناى دوم فلسفى مى‏باشد. ادامه سخن را از زبان ايان باربور نقل مى‏كنيم: «تامس كهن نشان داده است كه حجيت و اعتبار جامعه اهل علم با پيش نهادن نمونه‏هاى عالى بر مجموعه‏اى از مفروضات و مسلمات مهر تاييد مى‏زند. نمونه‏هاى عالى يا سرمشق‏ها ( پارادايم‏ها) همان نمونه‏هاى معيار كارهاى علمى سابق‏اند كه گروه معينى از دانشمندان در زمان معينى، آنها را پذيرفته‏اند. اينها همان نمونه‏هاى فراوانى هستند كه كتاب‏هاى درسى آكنده از آنهاست و دانشجويان با آموختن آنها، هم مفاهيم نظرى، هم روش‏هاى تجربى و هم هنجارهاى رشته علمى خود را همزمان كسب مى‏كنند. اين سرمشق‏ها راهنماى پژوهش‏هاى گروهى نيز هست; چرا كه تلويحا مى‏گويد چه نوع سؤال‏هايى وارد و قابل طرح است، چه تكنيكى مفيد است، چه نوع راه حل‏هايى پذيرفتنى است.» (4)

باربور در جاى ديگرى، از زبان تولمين، چنين مى‏گويد: «تولمين بر آن است كه اين‏گونه سرمشق‏ها يا نمونه‏هاى عالى تبيينى است كه تعيين مى‏كند ما چه چيزى را مساله و چه چيزى را تبيين كافى و چه چيزى را امر واقع تلقى كنيم… . طبق گفته تولمين، اين سرمشق‏ها يا نمونه‏هاى عالى و آرمانى تبيينى توسعا تجربى شمرده مى‏شوند، نه حقيقتا; چرا كه نمى‏توان آنها را مستقيما با نتايج مشاهدات مقابله كرد. اينها ارزش خود را در طول زمان ثابت مى‏كنند و دانشمندان در غالب كارهاى‏شان آنها را به صورت تصديق بلاتصور به كار مى‏گيرند.» (5)

آلن راين در كتاب فلسفه علوم اجتماعى، براى پارادايم، اين اوصاف را ذكر مى‏كند: «از اوصاف عمده [و] ويژه سرمشق‏ها ( پارادايم‏ها) اين است كه عام و گسترده‏اند و چنان از توصيف محض وقايع فاصله دارند كه مدلولات تجربى آنها را فقط مى‏توان به مدد فرضيات كمكى عديده‏اى كه راه عملى تعيين صدق آنها را نشان مى‏دهد آشكار نمود.» (6)

جامعه‏شناس معاصر امريكا، جرج ريتزر، كه جامعه‏شناسى را در قالب سرمشق مورد بحث قرار داده است و در ادامه اين مقاله نظرات او را بيان خواهيم كرد، درباره سرمشق، چنين مى‏گويد: «سرمشق ( پارادايم) يك تصور اساسى درباره قلمرو موضوعى علوم است. الگوى نظرى به تعريف چيزى مى‏پردازد كه چه چيز بايد مطالعه شود، چه سؤالاتى بايد پرسيده شود، چگونه سؤال شود و چه قوانينى را بايد در تفسير جواب‏ها به كار برد. الگوى نظرى وسيع‏ترين واحد توافق و اجماع در يك علم است و موجب تفاوت يك اجتماع علمى از ديگرى است. الگوى نظرى مقوله‏بندى مى‏كند، به تعريف و تفسير نمونه‏ها مى‏پردازد، نظريه، شيوه‏ها و ابزار آنها را نيز شامل مى‏شود.» (7)

به عنوان جمع‏بندى تعاريف ارائه شده، مى‏توان گفت: «پارادايم تعيين مى‏كند كه چه چيزى مسلم، مفروض، امر واقع و مساله است; چه سؤالاتى قابل طرح‏اند; چه تكنيكى مفيد است; چه راه حل‏هايى پذيرفتنى است; چه نوع از تبيين، جستجو كردنى است; چه تبيينى كامل است; چه مفاهيمى جهان‏نماست; در كار علمى، چه انتظارى معقول است; در كار علمى، چه زبانى به كاربستنى است. پس پارادايم‏ها فضاى فراگير دانشمندان، سؤالات، مفاهيم، روش‏ها و زبان مشترك و معيار قضاوت و زيربناى نظريه‏ها و عام‏تر از مباحثات رايج‏بين دانشمندان يك رشته مى‏باشد.» (8)

مثال‏هايى از چند سرمشق
اكنون كه تعاريف گوناگون صاحب‏نظران را در خصوص سرمشق بيان كرديم، براى روشن‏تر شدن اين مفهوم به چند مثال از علوم طبيعى و علوم دينى توجه كنيم:

1- سرمشق فيزيك ارسطو و گاليله: «در فيزيك ارسطويى، اصل در هر چيز قرارگرفتن در مقر خود بود و به تعبير ديگر، اصل [بر] سكون بود و حركت علت مى‏خواست. لذا، سؤالات قابل طرح، با توجه به اين پارادايم شناخته مى‏شد، ولى در نظر گاليله، حركت اصل بود و سكون امر[ى] عارضى، تبعى و محتاج به علت.» (9)

به عنوان مثال، اگر ارابه‏اى را در نظر آوريم كه در حال حركت است هر يك از اين سرمشق‏ها آن را به‏گونه‏اى تفسير خواهند كرد. در فيزيك ارسطويى، چون اصل بر سكون است از علت‏حركت ارابه خواهند پرسيد و هنگامى كه ارابه از حركت ايستاد ديگر سؤال كردن از اينكه چرا حركت نمى‏كند و ساكن است‏سؤالى نامعقول خواهد بود و بعكس، در فيزيك گاليله، چون اصل بر حركت است، تا وقتى كه ارابه حركت مى‏كند سؤال از علت‏حركت موردى ندارد و همين كه ارابه ايستاد بايد به دنبال علت‏سكون آن بود.

2- سرمشق‏هاى علوم دينى: يكى از نقش‏هاى دين بيان رابطه انسان يا خداوند است و هر كدام از علوم دينى از منظر خاصى اين رابطه را مى‏بينند. رابطه انسان با خداوند در سرمشق فقه، تصوير رابطه «عبد و مولا» است و عبد در امورى كه مولى او را مكلف و تكليف او را دقيقا روشن كرده است، به انجام تكليف مى‏پردازد و انگيزه عبد از انجام اين تكاليف عمدتا ترس از دوزخ و يا حداكثر، شوق بهشت است، در حالى كه در سرمشق عرفان، رابطه انسان با خداوند كاملا متفاوت است. در اينجا، نه رابطه بنده و مولى، بلكه رابطه «عاشق و معشوق‏» مطرح است و عاشق دايما در تلاش براى نيل به وصال معشوق است. بزرگ‏ترين عذاب براى عاشق لحظه‏اى دوربودن از معشوق و ياد اوست. آنجا كه على‏عليه‏السلام در دعاى كميل مى‏فرمايد: «خدايا، گيرم كه عذاب تو را تحمل كنم، فراق و دورى تو را چگونه تحمل توانم كرد» (10) اشاره به چنين رابطه‏اى ميان انسان و خداونددارد.

با توجه به مثال‏هاى مذكور، گاهى سرمشق‏ها با هم اختلاط پيدا مى‏كنند. اين اختلاط زمانى رخ مى‏دهد كه كسانى بخواهند سؤالى را كه به سرمشق خاصى مربوط مى‏شود از طريق سرمشق ديگرى، پاسخ بگويند. به عنوان مثال، اين سؤال، كه چرا «در جامعه ايران، بانوان نمى‏توانند نامزد رياست جمهورى شوند» سؤالى فقهى و حقوقى است و اگر كسى در پاسخ به اين سؤال، بگويد كه بانوان مى‏توانند به مقالات عالى قرب الهى نايل شوند و در اين راه، هيچ مانعى وجود ندارد در واقع، به سرمشق عرفان، متمسك شده است و سؤالى فقهى را پاسخى عرفانى داده است كه اين امر خود مى‏تواند به يك مساله اجتماعى (social Problem) منجر شود. (11)

سرمشق چيست؟
از مجموع آنچه گفته شد، مى‏توان چنين نتيجه گرفت كه سرمشق نوعى چشم‏انداز به عالم واقع است; عالم واقع رااز درون روزنه‏يا دريچه‏اى خاص ديدن است. البته دريچه يا روزنه مورد نظر نيست، بلكه آنچه راازدرون‏اين‏روزنه‏مى‏بينيم‏همان‏سرمشق‏است.

شايد تمثيل معروف مولوى درباره فيل و خانه تاريك براى تقريب به ذهن مناسب باشد. همچنان‏كه مردم در خانه تاريك، با توجه به محدوديت ابزار شناخت، هر كدام تصويرى از فيل را در ذهن مجسم كرده بودند، عالمان نيز در مواجهه با عالم واقع – اعم از طبيعت‏يا اجتماع – آن را به گونه‏اى تصوير مى‏كنند. به عبارت ديگر، هر كدام واقعيت را از درون‏پارادايم‏خاصى‏ملاحظه‏مى‏كنند و همين كه چشم‏انداز تازه‏اى به عالم واقع پيدا كردند و سرمشق عوض شد چهره واقعيت در نظر آنان، دگرگون مى‏شود،آنچنان‏كه آلن راين از قول كهن، بيان مى‏كندكه‏«تافرضيه‏اى‏لغونشده،چاره‏اى نداريم جز آنكه جهان را در قالب آن ببينيم و همين كه لغو شد ديگر نمى‏توانيم بفهميم كه چرا قبلا بدان باور داشته‏ايم.» (12)

مثالى را كه كهن درباره ثابت و متحرك بودن زمين بيان مى‏كند ناظر به همين معناست; «كهن معتقد است كه واژه زمين براى ما معنايى غير از اين دارد كه براى ساكنان اين كره قبل از عصر كپرنيك داشته است. ما “زمين” مى‏گوييم و از آن كره‏اى سرد و دوار را اراده مى‏كنيم، با عمرى طولانى و طواف كننده به دور خورشيد و برابرنشين با كرات سيار ديگر. گذشتگان “زمين” مى‏گفتند و از آن كره‏اى – گاهى مكعبى يا استوانه‏اى – را اراده مى‏كردند كه ايستاده بود و خورشيد و ساير سيارات به دور آن مى‏گشتند، عمرى كوتاه در پشت‏سر داشت و مركز عالم بود.» (13)

چگونگى پيدايش سرمشق
اولين سرمشق و سرمشق‏هاى بعدى چگونه ايجاد مى‏شود؟ ممكن است اين سؤال در ذهن خواننده ايجاد شود كه اگر هر دانشمندى واقعيت را از درون سرمشق خاصى مى‏بيند اولين سرمشق چگونه شكل مى‏گيرد؟

در پاسخ به اين سؤال، بايد گفت كه اولين سرمشق از هر راهى ممكن است ايجاد شود; مثلا، از طريق تجربه يا شهود و اشراق و از اين حيث، با يكديگر تفاوتى ندارند. آنچه مهم است اين كه يك عالم پس از كشف سرمشق خاصى بتواند نظرات علمى خود را بر اساس آ ن سرمشق استوار كند. البته سرمشق‏هاى بعدى، در هر علمى، در تقابل با سرمشق سابق ايجاد مى‏شود كه نظريه انقلاب علمى كهن متكفل بيان همين معناست كه آن را مورد بحث قرار خواهيم داد.

عزیزان ما را خوشحال خواهید کرد در صورت داشتن هر گونه پیشنهاد در مورد سرمشق وجامعه‏ شناسى داشتید از قسمت ارسال نظر پیشنهاد خود را برای ما ارسال فرمایید

نظرات (1)

1 دیدگاه برای تحقیق آماده در مورد سرمشق وجامعه‏ شناسى

  1. نمره 5 از 5

    نرگس نگین (دانلود کننده فایل)

    با سلام
    واقعا کاربردیه خیلی ممنون

    • پشتیبانی وبسایت

      با سلام
      لطف می کنید

دسته: برچسب:

راهنمای دانلود کردن :

برای دیدن لینک دانلود باید هزینه آن را پرداخت کنید این فایل برای ما اعم از طراحي و بهينه سازي همچین نگه دارای در اینترنت دارای هزینه ای می باشد بر این لحاظ برای دیدن لینک دانلود باید هزینه اندکی برای حمایت از ما پرداخت کنید قیمت فایل در مقابل ارزش فایلی که دانلود خواهید کرد ناچیز می باشد

1.لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
2.همچنین در پنل کاربری شما نیز بصورت خودکار قرار می گیرد

راهنمایی باز کردن فایل دانلود شده

1.فایل های قرار داده شده برای دانلود به منظور کاهش حجم و دریافت سریعتر فشرده شده اند، برای خارج سازی فایل ها از حالت فشرده از آخرین نسخه نرم افزار Winrar و یا مشابه آن استفاده کنید.

2.چنانچه در هنگام خارج سازی فایل از حالت فشرده با پیغام CRC مواجه شدید، فایل به صورت خراب دانلود شده است و می بایستی مجدداً آن را دانلود کنید. البته فایل های حجیم دارای قابلیت ریکاوری هستند که با استفاده از نرم افزار Winrar وارد منو Tools شوید و گزینه Repair را انتخاب کنید تا مشکل فایل دانلود شده حل شود.

3.فایل های قرار داده شده بدون پسورد می باشند

ads
ads